اینو گفت و سوار ماشین شد و رفت
اینو گفت و سوار ماشین شد و رفت
& نیک ناموسا؟ حتی نمیخوای یه جلیقه نجات هم بدی؟
& واقعا باورم نمیشه همچین اتفاقی برام بیفته
& حالام که باتری گوشیم تموم شده خدا لعنتت کنه پسرک عوضی
هوففففف داشتم همینجوری اطراف رو نگاه میکردم که شاید یه ماشینی بیاد..
از دور دوتا نور دیدم آه بلاخره یه چیزی پیدا شد دستم رو دراز کردم تا نگه داره ولی نگه نداشت
& خوبه واینستا..شرط میبندم قاتل زنجیری بودی..منم از گلوله جای خالی دادم
اینو که گفتم دیدم نگه داشت و دنده عقب اومد سمتم..
_ حالت خوبه؟
& آره..یه عوضی منو اینجا تنها ول کرده
_ تنهای تنها، وسط نا کجا آباد؟
مکث کردم.
& آره وسط ناکجا آباد..باشه خدافظ
_ نه هی
_ باشه میدونم به نظرم میاد اما درسته نمیتونم تنهات بزارم اونم وسط نا کجا آباد
& باشه حالا بهتر شد
شارژ آیفون داری؟
_ آره
رفتم و سوار ماشینش شدم و گوشیم رو زدم شارژ
& چه روزی حتی نتونستم شارژم رو از چمدونم بر دارم
_ ...خب
کجا میری؟
& مسیرت کجاست؟
_ به یه مهمونی تو ویلا خارج از اینجا
_ دعوتت میکنم هرچند حرفم به نظر بد میاد..فکر میکنی میخوام تیکه تیکت کنم
& مهمون غافلگیر کننده درسته؟
_ کجا زندگی میکنی؟
& میدونی لیستر ها کجا زندگی میکنن؟
_ البته نزدیک اونجا زندگی میکنی؟
& نه
_ چی؟ تو خونه ی نیکلاس زندگی میکنی؟
& بدترش اون برادر خوندمه.
و همونی که منو تنها ول کرد
_ نیک!؟
& چقدر لاشیه
_ حالا میفهمم
وقت نداشت برسونتت خونه
& کجا رفته ؟
_ مهمونی که الان بهت گفتم
& یعنی نیک اونجاست؟؟
_ هیچ مهمونی بدون نیک برگزار نمیشه
اینو گفت و به جایی که مهمونی برگزار شده بود رسیدیم.
اوه خدای من عجب جائیه
_ این یه گردهمایی گروهیه پس مواظب باش
خطرناک ترینش همون مردیه که اونجاست
_ اون یارو سفید پوشیده اسمش رونی
_ دیروز از زندان اومده بیرون میخوام حواست باشه قضیه از چه قراره
_ هی رونی
رونی: تو خوشحالی؟ چطوری
& میرم اون ور
_ هی گوش کن اون ور گروه آبی مال ماست..و اینم رهبر ما
اون نیکلاس بود بدون لباس! دورشم کلی دختر بود و داشت نوشیدنی میریخت تو دهنشون!
و داشت با همه دخترا لب میگرفت واسه لب گرفتن باهاش دخترا همو هل میدادن تا زودتر لب بگیرن...
باشه دارم برات...
دیدم رفت یه گوشه تا پیرهنش رو بپوشه رفتم دنبالش و یه مشت زدم تو دهنش
_ اینجا چیکار میکنی
& تعجب کردی؟ پیاده اومدم
_ با کی اومدی
& عوضی
_ بهتره برگردی به همونجایی که ازش اومدی
& من همینجا میمونم تا وقتی که دلم بخواد
_ تکرار نمیکنم
...ادامه دارد🌉
چون پارت ۴ طولانی هست تیکه تیکه میزارم
& نیک ناموسا؟ حتی نمیخوای یه جلیقه نجات هم بدی؟
& واقعا باورم نمیشه همچین اتفاقی برام بیفته
& حالام که باتری گوشیم تموم شده خدا لعنتت کنه پسرک عوضی
هوففففف داشتم همینجوری اطراف رو نگاه میکردم که شاید یه ماشینی بیاد..
از دور دوتا نور دیدم آه بلاخره یه چیزی پیدا شد دستم رو دراز کردم تا نگه داره ولی نگه نداشت
& خوبه واینستا..شرط میبندم قاتل زنجیری بودی..منم از گلوله جای خالی دادم
اینو که گفتم دیدم نگه داشت و دنده عقب اومد سمتم..
_ حالت خوبه؟
& آره..یه عوضی منو اینجا تنها ول کرده
_ تنهای تنها، وسط نا کجا آباد؟
مکث کردم.
& آره وسط ناکجا آباد..باشه خدافظ
_ نه هی
_ باشه میدونم به نظرم میاد اما درسته نمیتونم تنهات بزارم اونم وسط نا کجا آباد
& باشه حالا بهتر شد
شارژ آیفون داری؟
_ آره
رفتم و سوار ماشینش شدم و گوشیم رو زدم شارژ
& چه روزی حتی نتونستم شارژم رو از چمدونم بر دارم
_ ...خب
کجا میری؟
& مسیرت کجاست؟
_ به یه مهمونی تو ویلا خارج از اینجا
_ دعوتت میکنم هرچند حرفم به نظر بد میاد..فکر میکنی میخوام تیکه تیکت کنم
& مهمون غافلگیر کننده درسته؟
_ کجا زندگی میکنی؟
& میدونی لیستر ها کجا زندگی میکنن؟
_ البته نزدیک اونجا زندگی میکنی؟
& نه
_ چی؟ تو خونه ی نیکلاس زندگی میکنی؟
& بدترش اون برادر خوندمه.
و همونی که منو تنها ول کرد
_ نیک!؟
& چقدر لاشیه
_ حالا میفهمم
وقت نداشت برسونتت خونه
& کجا رفته ؟
_ مهمونی که الان بهت گفتم
& یعنی نیک اونجاست؟؟
_ هیچ مهمونی بدون نیک برگزار نمیشه
اینو گفت و به جایی که مهمونی برگزار شده بود رسیدیم.
اوه خدای من عجب جائیه
_ این یه گردهمایی گروهیه پس مواظب باش
خطرناک ترینش همون مردیه که اونجاست
_ اون یارو سفید پوشیده اسمش رونی
_ دیروز از زندان اومده بیرون میخوام حواست باشه قضیه از چه قراره
_ هی رونی
رونی: تو خوشحالی؟ چطوری
& میرم اون ور
_ هی گوش کن اون ور گروه آبی مال ماست..و اینم رهبر ما
اون نیکلاس بود بدون لباس! دورشم کلی دختر بود و داشت نوشیدنی میریخت تو دهنشون!
و داشت با همه دخترا لب میگرفت واسه لب گرفتن باهاش دخترا همو هل میدادن تا زودتر لب بگیرن...
باشه دارم برات...
دیدم رفت یه گوشه تا پیرهنش رو بپوشه رفتم دنبالش و یه مشت زدم تو دهنش
_ اینجا چیکار میکنی
& تعجب کردی؟ پیاده اومدم
_ با کی اومدی
& عوضی
_ بهتره برگردی به همونجایی که ازش اومدی
& من همینجا میمونم تا وقتی که دلم بخواد
_ تکرار نمیکنم
...ادامه دارد🌉
چون پارت ۴ طولانی هست تیکه تیکه میزارم
- ۴۲۰
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط