کپشنننن🛐🛐🛐

کپشنننن🛐🛐🛐

عروسک من😈🔞

پارت هفتاد و نُه

به آرومی لباس خواب رو از تنم بیرون اورد لبامو بوسید
بوسه های کوتاهش رو تا گردنم پیش برد

هر انگشتش یه گلوله آتیش بود نفسم حبس میشد
گردنم رو م.ک میزد

نفسای تند شده ام پشت سر هم بیشتر آتیشیش میکرد
گاز های کوچیکی از گردنم میگرفت

دست بزرگش روی مـ.مه ام نشست و فشرد
گردنم رو مک میزد و م.مه امو می فشرد

زبون داغش رو روی ن* ک م*مه ام میکشید

نفسام هر لحظه تندتر میشد لب پایینیمو گاز گرفتم
اونم هی ادامه میداد و م*ک میزد

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی

پوف نیک بالاخره اجازه رو از عروسکش گرفت 😈🔥
دیدگاه ها (۲۴)

کپشننننن🎀🥵عروسک من😈🔞پارت چهل و س -بدجور تنت منو به جن.ون میک...

کپشنِ مهمهه🤭🎀عروسک من😈🔞پارت هفدهم رفتیم تو پذیرایی سرهان نشس...

رمان تهیونگ

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۲جک بعد از چند بوق ...

ددی خشن من

My lovely neighbor part : ۸۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط