مامان و بابام سعی کردن ازم محافظت کنن و گفتن چشت به پسرا

مامان و بابام سعی کردن ازم محافظت کنن و گفتن چشت به پسرا نباشه به وقتش ی آدم خوب مهربون و با ایمان واست پیدا می کنیم

《ولی اونا خبر ندارن دختر شون عاشق شخصیت های بد و ترسناک و خفن و بی رحم عه نه پسرت ی بچه مثبت》
دیدگاه ها (۱۶)

چرا یاد سانزو افتادم =_____=

for you dazay☆°♡••○°☆♡حالا من اینگلیسی ام زیاد خوب نیست بد ش...

منتظرم

تقدیم به شما پشمکی☆•°♡○°•☆•°☆موقعیت:وقتی رو ی دیوونه ی جذاب ...

خبر اوردم💔🤓شاید باور نکنین ولی خودمم کپ کرده بودم دیروز رفتم...

یه چند تا عکس الف از انیمه های دیگه برا درک بالاتر [الف هااا...

رمان جادوی سیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط