اومده بودی نابودم کنی و بری نه

"اومده بودی نابودم کنی و بری، نه؟
اومده بودی بگی هنوزم میشه نفس کشید و مُرد
هنوزم میشه صبحا بیدار شد و مُرد
چشم باز کرد و مُرد
اومده بودی بگی توی عمق زندگی هم میشه مُرد ."
دیدگاه ها (۰)

"کجا بود تا پاکت و سیگار را از میان دستهایش بیرون بکشد و لب...

- قلب هایشان در آغوش هم میگریست؛ پس چه جایی برا ی هراس بود؟آ...

- چشمهایم را می‌بندم و ساعتها به فکر میروم،از زمان حال جدا م...

"عشق ما ، فقط یک لبخند کوتاه و هزار خاطره خاک خورده بود ، سه...

میشه توی زندگی بعدیم باز همو ببینیم ولی این دفعه تو با رویا...

پارت ۲۹ کاکاشی یواشکی دستش را دراز کرد، حرکتی تقریبا ناخوداگ...

ای مردم بیدار شوید؛ پنجره‌ها را بگشایید؛ چشم هایتان را باز ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط