آه از این حسِ گم‌کردگی، این کمبود وحشتناکی که در سینهٔ خو

آه از این حسِ گم‌کردگی، این کمبود وحشتناکی که در سینهٔ خود دارم! اغلب می‌اندیشم، اگر که می‌شد یک بار، تنها یک بار او را بر قلب خود بفشارم، تمامی این کمبود از میان می‌رفت.
_رنج های ورتر جوان
دیدگاه ها (۱)

در آغوشت خواهم گرفت و بر سینه‌ات خواهم فشرد و با تو یکی خواه...

+ دلم نمی‌خواست اینطوری بشه.- تقصیر تو نیست، من وصله‌ی زندگی...

اندوه سر تا سر جسمش را فرا گرفته بود ، اندوهی که سال ها همان...

یه تکپارتیییی از جیمین شییی به قلم لینا:)آپارتمانی مدرن با د...

Part :۳۲ بقیش معلومه باورم نمیشه دارم این جور چیزا رو به کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط