چند پارتی (درخواستی)
[وقتی فقط تو میتونی آرومش کنی]
_____________________________
چند لحظه بهش خیره موندم
انگار حرفایی که میشنید بیشتر از چیزی که نشون میداد روی دلش سنگینی میکرد
شوگا سرشو پایین انداخت و نفس عمیقی کشید
من چیزی نگفتم
فقط نگاهمون برای یه لحظه به هم گره خورد
همون یه نگاه کافی بود تا بفهمم چیزی داره اذیتش میکنه
جین که متوجه سکوتش شده بود یه نگاه بهش انداخت و گفت
_ شوگا چیزی شده
شوگا نگاهشو از زمین گرفت و خیلی عادی جواب داد
_ نه فقط یکم خسته ام
جین سرشو تکون داد
_ پس یه کم استراحت کن
شوگا فقط آروم گفت
_ باشه
بعد چند لحظه از جاش بلند شد
_ من میرم داخل حیاط پشتی
بعد حرفش از سالن رفت
من چند ثانیه صبر کردم بعد آروم گفتم
"+من میرم آب بخورم
" +کسی آب میخواد براش بیارم
تهیونگ :نه نمیخواد
لبخندی زدم و از روی مبل بلند شدم و با قدم های محکم و تند رفتم سمت حیاط پشتی
شوگا کنار گل ها وایساده بود و بهشون نگاه میکرد
آروم رفتم کنارش و خودمو داخل بغلش جا کردم
__________________________
خب اینم از این پارت دیگه ببینم کی پارت چهارو آپلود میکنم 💞🌿✨
_____________________________
چند لحظه بهش خیره موندم
انگار حرفایی که میشنید بیشتر از چیزی که نشون میداد روی دلش سنگینی میکرد
شوگا سرشو پایین انداخت و نفس عمیقی کشید
من چیزی نگفتم
فقط نگاهمون برای یه لحظه به هم گره خورد
همون یه نگاه کافی بود تا بفهمم چیزی داره اذیتش میکنه
جین که متوجه سکوتش شده بود یه نگاه بهش انداخت و گفت
_ شوگا چیزی شده
شوگا نگاهشو از زمین گرفت و خیلی عادی جواب داد
_ نه فقط یکم خسته ام
جین سرشو تکون داد
_ پس یه کم استراحت کن
شوگا فقط آروم گفت
_ باشه
بعد چند لحظه از جاش بلند شد
_ من میرم داخل حیاط پشتی
بعد حرفش از سالن رفت
من چند ثانیه صبر کردم بعد آروم گفتم
"+من میرم آب بخورم
" +کسی آب میخواد براش بیارم
تهیونگ :نه نمیخواد
لبخندی زدم و از روی مبل بلند شدم و با قدم های محکم و تند رفتم سمت حیاط پشتی
شوگا کنار گل ها وایساده بود و بهشون نگاه میکرد
آروم رفتم کنارش و خودمو داخل بغلش جا کردم
__________________________
خب اینم از این پارت دیگه ببینم کی پارت چهارو آپلود میکنم 💞🌿✨
- ۱.۲k
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط