یِک خاطره داریم و

یِک خاطره داریم و
یک خَروار شب؛
که هِی تکرار می شود؛
و حافظه‌ای که
هِی از تو پُر می شود؛
و جانی که
هی به لَب می رسد
اما دَر نمی رود...
دیدگاه ها (۱۴۱)

داری خفه می شوی از بغض و می گردی به دنبال شانه ای که نیست ،د...

این چند برگِ مانده‌ی پاییز هم که بریزدزمستان من آغاز می‌شودح...

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می بردانارها را ...

بغضی گلوی ایرانم را درگیر کردهو چشم هایش خون میگرید . . .باش...

یک خاطره داریمو یک خَروار شب !که هی تکرار می شود ...و حافظه‌...

وقتی مالک گپی تو گپ می گه فش دعوا ممنوع و دو دقیقه به گپ سر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط