Danger of love

Danger of love
Pt 5
کوک جیمینو از رو خودش برداشت و از توش کشید بیرون و خابوندش رو تخت. پاهاشو تا ته بازکرد و آروم دستشو کشید رو عضوش. آروم نازش میکرد که جیمین آروم شه. یکم هم براش س. ا. ک زد تا کاملا خوب شه. از رو میز کناری تخت پماد برداشت و به عضو جیمین زد و براش مالید. جیمین کاملا چشماش بسته بود ولی بیدار بود و اه و ناله میکشید. کوک رفت و برقو خاموش کرد و اومد رو تخت کنار جیمین. جیمینو گرفت تو بغلش و پاهاشو باز کرد و عضو خودشو چسبوند به عضو جیمین تا آروم شه.
+آه... مرسی ددی. بابت امشب.
_خاهش میکنم بیبی بوی من.
+دوستت دارم.
_من بیشتر.(لبشو بوسید)

صبح (تهیونگ ویو)
از خاب پاشد. رفت تو اتاق کوک. هنوز نیومده بود. دیشب به تنهایی و به بدبختی بار رو چرخونده بود. خسته و عصبی بود. حدس میزد که کوک احتمال داره با جیمین باشه و این خیلی عصبیش میکرد. حس مالکیتی که به کوک داشت خیلی دیوانه وار بود و کوک قرار نبود اینو بفهمه. ولی بازم صبر میکرد و منتظر بود کوک خودش برگرده.
(جیمین و کوک ویو)
جیمین با حس نوازش ازخاب پاشد. دید تو بغل کوکه و کوک داره نازش میکنه. چشماشو مالید. به کوک نگاهی کرد. از جاش پاشد و نشست رو جونگ کوک. سر جونگ کوک رو گرفت و آورد بالا و لباشو کوبوند رو لبش. کوک باس. ن جیمین رو گرفت و از تخت اومد پایین. رفتداخل حموم و دوش رو باز کرد. خلاصه دوتایی یه دوش حسابی گرفتن همراه با دو راند خفن زیر دوش و اومدن بیرون.
+الان میخای کجا بری؟
_میریم بار پیش ته.
+میریم؟
_آره. تو نمیای؟
+نمیفهمه باهم خابیدیم؟
_بفهمه. به ک.. م
+هعی باشه. آی آی آی آخ
_چیشد؟
+آی هیچی دلم درد میکنه.
_علائم حاملگی😂
+مگه مرد حامله میشههههعع
_والا انقدر کردمت که فک کنم دیگه حامله شده باشی.
+هعی

خلاصه جفتشون آماده شدن و رفتن به بار. وقتی رفتن تو کوک تهیونگ رو دید که داره با اخم نگاش میکنه. آب دهنش رو قورت داد. دست جیمین رو گرفت و رفتن نشستن رو صندلی بوفه بار.
=به به. کوکی و جیمین شی. چه خبر؟
_هیچی داداش. ببخشید دیشب نبودم.
=اشکال نداره. به هر حال باید یروزی با یکی میرفتی هتل و بخابی.
_مسخره میکنی؟
=نبابا. چکارت دارم. صبحونه خوردید؟
_نه.
= خب بیاید. نوش جون.
+مرسی.
داشتن صبحونه میخوردن که جیمین یهو عوق زد. سریع رفت داخل توالت. کوک هم اومد پشت سرش بره که ته گفت:
=حامله شده؟
_ چی میگی تو. دیشب کلی از اسپرم هام به خوردش رفت.
کوک رفت پیش جیمین. دستشو گذاشت رو کمر جیمین
_بیبی خوبی؟
+آیی. دل و رودم ریخت به هم. آیی.
_ببخشید دیشب زیاده روی کردی
+شاید. بریم یه چی بخوریم که الانه زخم معده بگیرم.

رفتن سر میز و شروع کردن به غذا خوردن. کوک هر ازگاهی جیمین رو لمس میکرد که باعث بیشتر شدن خشم و حسادت تهیونگ میشد. تهیونگ دیگه طاقت نیاورد و گفت:
=دیشب بهون خوش گذشت؟
+اهم اهم(سرفه) چی؟
_ اه چی میگی؟
=نشنیدید؟ دیشب.... خوب بود؟ بدن اسن بچه پر از کبودیه. نگا لب و گردنش
_به تو ربط نداره.
+آروم باش ددی.
=اوممم. پس ددی! ددیته؟
_آره هستم.
=اها. هولا
_تهیونگ بسه. تو چت شده؟ ها؟
=.........
ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۳۵)

Danger of love Pt 6_تهیونگ بسه. تو چت شده؟ ها؟ =تو چت شده؟ _...

Danger of love Pt 7= کوک من....توضیح میدمم..... _چه توضیحی. ...

Danger of love Pt 4رفت سراغ جیمین در شرکت. تو فکر بود که یهو...

Danger of love Pt3_خب.... دارم میگم هیچییی=ببین کوک. یا میگی...

#استاکر_من#پارت_۱۵یهو کوک چشماشو باز میکنه......... کوک دست ...

فیک بازی با عشق پارت۷کوک: الو اجوما اجوما: الو پسرم من دارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط