دلم میخاد بنشینی رو به روم

دلم میخاد بنشینی رو به روم
درست رو به روم...
به فاصله ی کمتر از نیم متر!
یه جوری که نفس هات به صورتم بخوره
هی تند تند با عصبانیت حرف بزنی
هی اخم کنی... رو برگردونی... سرم غر بزنی
من هم با یه لبخند کج ساکت باشم و با حوصله گوش بدم
بعد که آروم شدی دستمو دورت حلقه کنم
سرمو بزارم رو کمرت بگم
_خب... ادامه بده
اینجوری که اخم میکنی
قلبم برات تند تر میزنه!
میدونی... راستش... من...
دعوای با تو رو...
به آشتی با بقیه ترجیح میدم
دیدگاه ها (۱)

بعضیام هستن ڪه هـر چے بیشتـر مےبینیشون بہ جـاے اینڪـه تڪـــر...

میخواهم همه بدانندکه «مـَن» برای «دوسـت داشتنَـت»برای «لمس د...

ببخشیدسکه دارید؟میخواهم به گذشته هازنگ بزنم...به آن روزهابه ...

تنهایی حق کسانی ست که خیانت میکننداما همیشه سهم کسانی می شود...

«فصل۲ The magic of lov »part ۹۱چشماش خالي بود.. خالي از من ...

رمان دخت من

جادویی عشق part ۵۶يعني چي؟ این چه ربطي به رونالد داره؟ اونم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط