راز پنهان عشق
+ت...ت....تو
یک پوزخند زد از جاش بلند شد و اومد سمتم این مدرک انگار علاقه ی زیادی به بدنم داره هردفعه نزدیکم میشه
-هوم من
+اوففف سفارشات رو گذاشتم روی میز من رفتم
-کجا!!
+دارم میرم
+بخورش .... همشو
اشاره ای به غذاها کرد
منم یک پوزخند از روی عصبانیت زدم
-تو مغزت تاب برداشته انگار حالیت نیست
در یکی از پرس های غذارو باز کرد اشاره کرد بهش
-بخورش
منم آروم آروم رفتم جلو
+حالا که فکر میکنم دلیل اینهمه عقب موندیگت و فهمیدم ....مثل اینکه توی بچگی پدر و مادرت بهت اهمیت ندادن که الان اینجوری برای بقیه قلدری میکنی تا فقط حرص و طمع گذشته رو از خودت دور کنی
پوزخندش محو شد و چشم هاش دوبار رفت روی حالت خمار ولی ا/ت قرار نیست کم بیاره
+چیشد؟!عااا نکنه حدسم درست بود تو فقط یک مغرور از خود راضی هستی که میخایی یکم به چشم پدر و مادرش بیاد و دست به هرکاری میزنه در این راه ولی مستانه تا اون ذهن عقب مونده ات آدم نشه
-خفه شو
+تا آدم نشه به چشم هیچکس نمیایی حتی
-گفتم خفه شوووو
+حتی پدر و مادرت
پرس غذارو برداشت و کوبید توی صورتم من چیزیم نشد ولی لباسم که سفید بود کاملا کثیف شده بود ..
-گمشو ...دارم بهت میگم گمشوووو
اشک توی چشم هام جمع شد ولی اجازه ریخته شدن رو بهش ندادم رفتم بیرون و سعی کردم با آب لباسمو تمیز کنم ولی نشد حالا جواب مامانو چی بدمم....ای خدااااا این پسر چی از جونم میخاد آخه
(کوک)
لعنت بهت ا/ت .....لعنت بهت ا/تتتتتت پس توهم مثل خودمی بلدی قلدری کنی ولی فرقمون اینکه من با دستم بهت ثابت کنم ولی تو با زبونت بیخایلت نمیشم ا/ت فقط وایسا و ببین چه جوری خوردت میکنم ....ولی چرا موقعی که با تهیونگ بود یک احساس عجیبی پیش اومد ...حتما به خاطر اینکه تهیونگ با دشمنم بود...ولی بیشتر از سمت ا/ت ناراحت شدم ....چی میگی کوک پاشو بریم خونه فردا دارم برات ا/ت
(صبح) (ا/ت)
داشتم می رفتم مدرسه که بدون هیچ دوچرخه ای که یهو یک بی ام وی مشکی دم در خونه مون یکم پشمام ریخت حقیقتا آخه تو همچین محله ای اونم همچین ماشینی که یکی پیداه شد اون....اون
یک پوزخند زد از جاش بلند شد و اومد سمتم این مدرک انگار علاقه ی زیادی به بدنم داره هردفعه نزدیکم میشه
-هوم من
+اوففف سفارشات رو گذاشتم روی میز من رفتم
-کجا!!
+دارم میرم
+بخورش .... همشو
اشاره ای به غذاها کرد
منم یک پوزخند از روی عصبانیت زدم
-تو مغزت تاب برداشته انگار حالیت نیست
در یکی از پرس های غذارو باز کرد اشاره کرد بهش
-بخورش
منم آروم آروم رفتم جلو
+حالا که فکر میکنم دلیل اینهمه عقب موندیگت و فهمیدم ....مثل اینکه توی بچگی پدر و مادرت بهت اهمیت ندادن که الان اینجوری برای بقیه قلدری میکنی تا فقط حرص و طمع گذشته رو از خودت دور کنی
پوزخندش محو شد و چشم هاش دوبار رفت روی حالت خمار ولی ا/ت قرار نیست کم بیاره
+چیشد؟!عااا نکنه حدسم درست بود تو فقط یک مغرور از خود راضی هستی که میخایی یکم به چشم پدر و مادرش بیاد و دست به هرکاری میزنه در این راه ولی مستانه تا اون ذهن عقب مونده ات آدم نشه
-خفه شو
+تا آدم نشه به چشم هیچکس نمیایی حتی
-گفتم خفه شوووو
+حتی پدر و مادرت
پرس غذارو برداشت و کوبید توی صورتم من چیزیم نشد ولی لباسم که سفید بود کاملا کثیف شده بود ..
-گمشو ...دارم بهت میگم گمشوووو
اشک توی چشم هام جمع شد ولی اجازه ریخته شدن رو بهش ندادم رفتم بیرون و سعی کردم با آب لباسمو تمیز کنم ولی نشد حالا جواب مامانو چی بدمم....ای خدااااا این پسر چی از جونم میخاد آخه
(کوک)
لعنت بهت ا/ت .....لعنت بهت ا/تتتتتت پس توهم مثل خودمی بلدی قلدری کنی ولی فرقمون اینکه من با دستم بهت ثابت کنم ولی تو با زبونت بیخایلت نمیشم ا/ت فقط وایسا و ببین چه جوری خوردت میکنم ....ولی چرا موقعی که با تهیونگ بود یک احساس عجیبی پیش اومد ...حتما به خاطر اینکه تهیونگ با دشمنم بود...ولی بیشتر از سمت ا/ت ناراحت شدم ....چی میگی کوک پاشو بریم خونه فردا دارم برات ا/ت
(صبح) (ا/ت)
داشتم می رفتم مدرسه که بدون هیچ دوچرخه ای که یهو یک بی ام وی مشکی دم در خونه مون یکم پشمام ریخت حقیقتا آخه تو همچین محله ای اونم همچین ماشینی که یکی پیداه شد اون....اون
- ۱۰.۰k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط