راز پنهان عشق

+جونگ کوک....تو اینجا چیکار می‌کنی
-بیا سوار شو می رسونمت
+لازم نکرده ...پا که دارم مسیر هم بلدم درسته دیر می رسم ولی به درک خدافظ
-خیلی خوب میل خودت مجبورم می‌کنی دست به کاری بزنم که نباید می زدم
+گگگگگ...هرکاری میخایی بکن به چپمم نیستی
داشتم می رفتم که یک کیسه مشکی اومد رو سرم و دیگه چیزی حس نکردم
‌.........
+وعععععع..اینجا کجاست چقدر هم بزرگه واووو منو ول نکنید اینجا گم میشم
-تععع....تاحالا همچین جایی نیومدی
+جونگ کوک ...چرا منو آوردی اینجا روانی
دستاشو کرد توی جیبشو و آروم آروم رفت روی مبل نشست و لم داد
-دوست دخترم شو
+چی....
-می تونی همه جا کنار من قدم بزنی و به مهمونی و پارتی های بزرگ بریم و برای تولدت توی بزرگ ترین رستوران کره جشن میگیریم و کارت بانکیم و میدم دستت و می تونی راحت بری خرید و هرچی دلت میخواد برای خودت بخری
+در خروجی از کدوم طرفه؟!
پا جنب پاشد انگار که عصبانی بود
-من جونگ کوک هستم هرچیو که بخام به دست میارم فهمیدی ؟!
+خیلی خوب آقای جونگ کوک خوب گوش کن ...من از اون دخترا نیستم که تقی به توقی می خوره بهت بگم وایییی جونگ‌ کوککک چه خبر عشقممم... نههه منو نمی تونی با پولت بخری یعنی خیلی چیز ها هستش که نمی تونی با پول بخری فهمیدی آقای جونگ کوک؟!
الانم اگه نمی گی در خروجی کجاست نگو‌ خودم پیدا میکنم حتی یک لحظه هم نمی خام پیشت باشم چه برسه باهات حرف بزنم
داشتم برم میگشتم که برم یهو یک چیزی یادم اومد و برگشتم سمتش
+و هیچ وقت یکی مثل من به تو پا نمی‌ده اینم خط و نشون
(کوک)
چقدر این دختره عجیبه من هیچ وقت از هیچ دختری خوشم نیومده یعنی از وقتی بچه بودم تا الان به مفهموم دیگه بلد نیستم باهاشون حرف بزنم ولی به این دختره خیلی رک گفتم دوست دخترم شو ایششش ا/ت میمون با اون قیافه ات اصلنم دختر خوشگلی نیستی صدتا خوشگلتر از تو هستش که چی مثلا من هرچی رو بخام به دست میارم حتی تورو ا/ت وای پسر چقدر حرص می خوری ما فقط میخاستیم با احساساتش باز ی کنیم ولش کن
-اقای کیممممم
آقای کیم:بله آقا
-یک چیزی برام بیار عصابم درست شه
آقای کیم :چشم آقا فقط یک چیزی این دختره رفتش
-خوب به درک با رفتنش مارو خوشحال کرد
آقای کیم:از حضورتون مرخص میشم آقا
-اوففففف لعنت بهت ا/ت الانم معلوم نیست کجا رفته اصن اینجاور بلد نیست این احمق خدا کنه اینجا گم شه
(ا/ت )
داشتم از خونه ی جونگ کوک بیرون میومدم که یک دوچرخه وایساد جلوم
-ته....اینجا چیکار می‌کنی
۰داشتم می رفتم پیش کوک ولی دیدمت اومدم سمتم
+عاااا توهم دوچرخه داری
۰دیدم هوا خیلی خوبه دلم نیومد از دستش ندم برا همین با دوچرخه اومدم میخایی برسونمت
+زحمتت میشه
۰بیا پشتم
-هی ته.....
برگشتم پشت سرم که جونگ کوک بود
که یهو.......
دیدگاه ها (۱۲)

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط