P

P40
نور ضعیف بود.
نگاهشون بهم قفل بود.
صدای بقیه اومد.
بنگچان:تولدت مبارک
هان:تولدت مبارک زیبا
لینو:تولدت مبارکک
همه تبریک گفتن.
جیزل:از همتون ممنونم
هیونجین با کیک نزدیک دخترک شد.
هیونجین:وقتشه که آرزو کنی
بهم نگاه میکنن.
شمع رو فوت کرد.
همه دست زدن.
بوی الکل و عطر زنونه پیچیده.
هیونجین دستشو انداخته دور کمر دخترک با ریتم می‌رقصیدن.
بقیه درحال مشروب خوردن خندیدن هستن.
هرکی به ی شکلی مسته ولی جو بینشون آرومه.
هیونجین با صدای بم حرف های ریز دم گوش دختر میزد.
باعث خندیدن جیزل میشد.
برای چند لحظه.
همه چی رو فراموش کردن.
با صدای بم لب زد.
هیونجین: چطور میتونی آنقدر منو دیوونه کنی
دختر پوزخند زد.
وقتی بلاخره از رقص خسته شدیم.
ایستادیم و خیره شدیم به هم.
همگی لیواناشونو بالا آوردن.
چانگبین:به عشق
همه تکرار کردن.
نوشیدن.
لیوان روی میز گذاشت.
وارد اتاق شد.
دوتا قرص خواب اور برداشت.
خورد قرص توی کمد گذاشت.
هیونجین وارد اتاق شد.
به دخترک نگاه میکرد.
هیونجین:چیزی شده
نمیتونست بگه.
نمیتونست بگه هر شب قرص میخوره تا خوابش ببره.

شرطا
لایک ۱۰
کامنت ۱۰
دیدگاه ها (۲)

P39به گوشه ای نگاهشو انداخته.حتی پلک هم نزد.از اتاق کار بیرو...

P38کل شب رقصیدن.نوشیدن.وقتی رسیدن خونه خوابیدن.صبح وقتی بیدا...

P22به هم زل زده بودن.نفس های منظم.یه دستش روی گردن هیونجین ب...

یک ماه گذشت.ساعت ۲:۰۳ بامداده.کلاب نفس میکشه.بیس آهنگ مثل ضر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط