درخواستی

درخواستی
**Silken Chain**(زنجیر ابریشمی )
Part:28
ا.ت:*خنده
تهیونگ:داری میخندی
ا.ت:هوم
تهیونگ:بالاخره *خنده
ا.ت:....
تهیونگ:..دوست دارم
ا.ت:....منم دوست دارم
تهیونگ:چی؟واقعا؟
ا.ت:اوهوم
تهیونگ:یسس...اخخ
ا.ت:خب اروم باش وقتی میدونی قراره دردت بگیره
تهیونگ:نمیتونم
ا.ت:چرا
تهیونگ:چون خوشحالم
.........
الان یه هفته میگذره حال تهیونگ بهتر شده همه چی آرومه میونه مامانو تهیونگم خیلی خوبه و کوکم به هه این اعتراف کرده و اونام باهمن و هه این اون پسره رو که می‌گفت بلیر باعث جدایی‌شون شده رو فراموش کرده
.
.
.
(سه سال بعد تهیونگ )
تهیونگ:چرا تموم نمیشه مردم از استرس چرا به دنیا نمیاد
هه این:داداش اروم باش مسابقه دو نیست که سریع بیاد زایمانه
تهیونگ:استرس دارم واییی
کوک:هیونگ اروم باش *خنده
تهیونگ:مسخره میکنی؟...خودت بچه دار شدنی وضعتو که میبینم اون موقع بهت میگم
کوک:باشه حالا
که صدای گریه بچه بلند شد
تهیونگ:به دنیا اومد.....واییی بابا شدم یسسسس
کوک.هه این:*خنده
هه این:ببین چه ذوقی کرده *خنده
پرستار با بچه اومد بیرون و بچه رو داد بغلم
پرستار:یه دختر خوشگل داریم اینجا*لبخند
خیلی کوچیک بود دلم براش ضعف رفت
تهیونگ:این الان بچه منه*بغض
پرستار:بله
تهیونگ:خیلی کوچیکه*گریه
هه این.کوک:*خنده

...پایان...

ببخشید بد شد🫠
دیدگاه ها (۱۰)

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:3رفتم سمتش که ته...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:4تهیونگ:"من همه ...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی )Part:27م ا.ت:ممنون ...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)Part:26هه این گفت بر...

Love in the dark⑦⑨ا/ت: چی؟ بچمم بچممم چانهی: ا/ت من برات توض...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط