My lovely neighbor part : ۸۵
یکی از چیزهایی که درباره ی تهیونگ فهمیدم این بود که وقتی که میخواد به کار مهم انجام بده یا یه تصمیم بزرگ بگیره به نوعی به صورت خیلی خودجوش انجامش میده
پس وقتی که اون تصمیم گرفت تا به شیوه ی زندگی کردنمون اقرار کنه اصلا به روشی نبود که من بخوام پیش بینیش کنم
یه روز بعد از ظهر، من به آپارتمانش برگشتم و به جای دفتر کارش با تپه ای از سنگ و آجر روبه رو شدم تهیونگ اونجا با دو تا مرد دیگه بود و ماسکی هم برای پوشوندن صورتش گذاشته بود. همه جا پر از گرد و خاک بود و دیوار حائل بین دو تا خونه ها کاملا از بین رفته بود تبدیل به یه فضای باز و بزرگ شده بود
+ تهیونگ؟! چکار کردی؟
_ ما وسایلت رو هفته ی بعد که گرد و خاکها کاملا نشستن مياريم من با صاحب خونه ات صحبت کردم چند تا دیگه از تخلفهای ملکش رو که اتفاقی متوجه شده بودم رو متذکر شدم و اون گفت که خیلی خوشحال خواهد شد اگه تو بزنی زیر اجاره نامه ات
ماسکش رو در آورد لبخند بزرگی زد و با نگاهش به فضای بزرگی که اطرافمون بود اشاره کرد
_ به خودمون یه پنت هاوس دادم
و این طوری بود که تهیونگ ازم خواست تا پیشش نقل مکان کنم
دوست دارم بدونم به چی فکر میکردم وقتی که اصرار داشتم تا میزبانی به مهمانی در شب كريسمس رو که اعضای خانواده و دوستانمون توش دعوت بودن رو تو خونه ی خودمون بر عهده داشته باشیم اون موقع به نظر به ایده ی عالی می اومد ولی فقط سه ساعت بعد از تدارک دیدن همه چیز جدی جدی داشتم خودزنی میکردم
چیزهای زیادی امسال بود تا به خاطرشون شکرگزار باشم و این باعث میشد تا بخوام کاری به عنوان جشن گرفتن انجام بدم همه چیز به نظر درست پیش میرفت معاینه های اخیر تهیونگ همه چیز رو خیلی خوب نشون میداد و خودش هم احساس فوق العاده ای داشت
آپارتمان تماشایی شده بود و کاملا مناسب برای به مهمونی تهیونگ اکثر کارهای تعمیراتی خونه رو بعد از تخریب اولیه ی دیوار خودش انجام داد الان خونه به سادگی تبدیل شده بود به یه لونه ی عشق بزرگ اون آشپزخونهی قدیمی من رو کاملا حذف کرد و اتاق خواب سابق من هم الان بخشی از پذیرایی بود سرویس بهداشتی قبلیم رو هم به عنوان به دستشویی اضافه نگه داشتیم و تهیونگ به قسمتی رو دیوار کشی کرد و به اتاق مهمان کوچک ساخت. سگها هم فضای بیشتری برای وول خوردن داشتن
در با صدای ناهنجاری به دیوار کوبیده شد و مشخص شد که تهیونگ درخت تازه قطع شده کریسمسی رو به داخل هل داده بوی کاج تازه هوای خونه رو پر کرد یهو همه چیز بوی كريسمس به خودش گرفت
× چقدر بزرگه !
_ بابتش ممنون خب درخته دیگه
+ جدی میگم خیلی گنده است !
_ هنوز متوجه نشدی که من همه چیز رو تو ابعاد بزرگ انجام میدم عزیزم؟ !
+ چرا ولی خب ما به همچین درخت بزرگی نیاز نداریم
_ در واقع همه کوچیکترها فروخته شده بودن بیشتر مردم تا الان درخت کریسمسشون رو چیدن وقتی که تا شب کریسمس هی امروز و فردا کنی همین طوری میشه
+ درسته ما تنبل بودیم و دوباره هم باید بفرسمت مغازه چون چند تا چیز رو فراموش کرده ام
بعد از نشوندن درخت تو گوشه ی نشیمن تهیونگ دستهاش رو پاک کرد و گفت : _ سگها کجان؟
+ دارن تو اون اتاق با چندتا کاغذ بازی میکنن
_ خوبه شاید گذاشتن تا این درخت رو تو آرامش برپا کنم
+ قبل از مهمونی جنا میاد تا ببرتشون؟
_ اون در این زمینه یه جورایی یه هرزه است چون برای خودش یه مهمونی واسه رفتن داره پس نه مطمئن نیستم که حتی خودش رو نشون بده
+ خب بذار بمونن اصلا حوصله ی یه جشن با دوست دختر سابق رو ندارم
_ میخوام خودش رو نشون بده تا با دیدنت توی این پیراهن کوچولوی سفید، حسابی دچار برق گرفتگی بشه و از توی گوشهاش دود بزنه بیرون
+ از پیراهنم خوشت میاد؟
_ آره عاشقشم در واقع فکر میکنم که این درخت برای تزئین شدن باید بیشتر صبر کنه
+ وقت نداریم
_ چرا داریم
+ نه نداریم ساعت رو ببین
_ لعنتی قبوله ولی وقتی که همه اون قدر مستن که متوجه جیم شدنمون تو اتاق نمیشن من به به س**ک**س سرعتی نیاز دارما
سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه
لایک : ۵۰
کامنت : ۴۰
ریپست : ۱۵
پس وقتی که اون تصمیم گرفت تا به شیوه ی زندگی کردنمون اقرار کنه اصلا به روشی نبود که من بخوام پیش بینیش کنم
یه روز بعد از ظهر، من به آپارتمانش برگشتم و به جای دفتر کارش با تپه ای از سنگ و آجر روبه رو شدم تهیونگ اونجا با دو تا مرد دیگه بود و ماسکی هم برای پوشوندن صورتش گذاشته بود. همه جا پر از گرد و خاک بود و دیوار حائل بین دو تا خونه ها کاملا از بین رفته بود تبدیل به یه فضای باز و بزرگ شده بود
+ تهیونگ؟! چکار کردی؟
_ ما وسایلت رو هفته ی بعد که گرد و خاکها کاملا نشستن مياريم من با صاحب خونه ات صحبت کردم چند تا دیگه از تخلفهای ملکش رو که اتفاقی متوجه شده بودم رو متذکر شدم و اون گفت که خیلی خوشحال خواهد شد اگه تو بزنی زیر اجاره نامه ات
ماسکش رو در آورد لبخند بزرگی زد و با نگاهش به فضای بزرگی که اطرافمون بود اشاره کرد
_ به خودمون یه پنت هاوس دادم
و این طوری بود که تهیونگ ازم خواست تا پیشش نقل مکان کنم
دوست دارم بدونم به چی فکر میکردم وقتی که اصرار داشتم تا میزبانی به مهمانی در شب كريسمس رو که اعضای خانواده و دوستانمون توش دعوت بودن رو تو خونه ی خودمون بر عهده داشته باشیم اون موقع به نظر به ایده ی عالی می اومد ولی فقط سه ساعت بعد از تدارک دیدن همه چیز جدی جدی داشتم خودزنی میکردم
چیزهای زیادی امسال بود تا به خاطرشون شکرگزار باشم و این باعث میشد تا بخوام کاری به عنوان جشن گرفتن انجام بدم همه چیز به نظر درست پیش میرفت معاینه های اخیر تهیونگ همه چیز رو خیلی خوب نشون میداد و خودش هم احساس فوق العاده ای داشت
آپارتمان تماشایی شده بود و کاملا مناسب برای به مهمونی تهیونگ اکثر کارهای تعمیراتی خونه رو بعد از تخریب اولیه ی دیوار خودش انجام داد الان خونه به سادگی تبدیل شده بود به یه لونه ی عشق بزرگ اون آشپزخونهی قدیمی من رو کاملا حذف کرد و اتاق خواب سابق من هم الان بخشی از پذیرایی بود سرویس بهداشتی قبلیم رو هم به عنوان به دستشویی اضافه نگه داشتیم و تهیونگ به قسمتی رو دیوار کشی کرد و به اتاق مهمان کوچک ساخت. سگها هم فضای بیشتری برای وول خوردن داشتن
در با صدای ناهنجاری به دیوار کوبیده شد و مشخص شد که تهیونگ درخت تازه قطع شده کریسمسی رو به داخل هل داده بوی کاج تازه هوای خونه رو پر کرد یهو همه چیز بوی كريسمس به خودش گرفت
× چقدر بزرگه !
_ بابتش ممنون خب درخته دیگه
+ جدی میگم خیلی گنده است !
_ هنوز متوجه نشدی که من همه چیز رو تو ابعاد بزرگ انجام میدم عزیزم؟ !
+ چرا ولی خب ما به همچین درخت بزرگی نیاز نداریم
_ در واقع همه کوچیکترها فروخته شده بودن بیشتر مردم تا الان درخت کریسمسشون رو چیدن وقتی که تا شب کریسمس هی امروز و فردا کنی همین طوری میشه
+ درسته ما تنبل بودیم و دوباره هم باید بفرسمت مغازه چون چند تا چیز رو فراموش کرده ام
بعد از نشوندن درخت تو گوشه ی نشیمن تهیونگ دستهاش رو پاک کرد و گفت : _ سگها کجان؟
+ دارن تو اون اتاق با چندتا کاغذ بازی میکنن
_ خوبه شاید گذاشتن تا این درخت رو تو آرامش برپا کنم
+ قبل از مهمونی جنا میاد تا ببرتشون؟
_ اون در این زمینه یه جورایی یه هرزه است چون برای خودش یه مهمونی واسه رفتن داره پس نه مطمئن نیستم که حتی خودش رو نشون بده
+ خب بذار بمونن اصلا حوصله ی یه جشن با دوست دختر سابق رو ندارم
_ میخوام خودش رو نشون بده تا با دیدنت توی این پیراهن کوچولوی سفید، حسابی دچار برق گرفتگی بشه و از توی گوشهاش دود بزنه بیرون
+ از پیراهنم خوشت میاد؟
_ آره عاشقشم در واقع فکر میکنم که این درخت برای تزئین شدن باید بیشتر صبر کنه
+ وقت نداریم
_ چرا داریم
+ نه نداریم ساعت رو ببین
_ لعنتی قبوله ولی وقتی که همه اون قدر مستن که متوجه جیم شدنمون تو اتاق نمیشن من به به س**ک**س سرعتی نیاز دارما
سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه
لایک : ۵۰
کامنت : ۴۰
ریپست : ۱۵
- ۱.۵k
- ۲۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط