𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌
𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔
(میخوای پارت 𝒕 𝟐𝟔رو بخونی؟ تو کامنتاس ، کامنت نزار!!)
چند لحظه هیچکس حرف نزد.
اِریا هنوز به دیوار خیره بود.
ـ «این راهرو باید یه خروجی دیگه داشته باشه.»
جونگکوک چراغ گوشی رو روشن کرد و دیوارها رو بررسی کرد.
ـ «احتمالاً اینجاست.»
دستش رو روی بخشی از دیوار کشید.
صدای تقی بلند شد.
جونگکوک پوزخند زد.
ـ «پیداش کردم.»
تهیونگ سریع جلو اومد.
ـ «کجاست؟»
جونگکوک یه قسمت از دیوار رو فشار داد.
در مخفی آروم کنار رفت.
تهیونگ با تعجب گفت:
ـ «چرا همهجا راه مخفی دارین؟»
اِریا بیحوصله جواب داد:
ـ «چون مافیا هستیم.»
ـ «خب منم دزد حرفهایم، چرا خونهم یه راه مخفی نداره؟»
جونگکوک پوزخند زد.
ـ «چون خونهت یه آپارتمان چهل متریه.»
ـ «اون اطلاعات خصوصی بود!»
اِریا نتونست جلوی لبخند کوتاهش رو بگیره.
هر سه وارد اتاق مخفی شدن.
وسط اتاق یه میز بزرگ قرار داشت و روی دیوار، چندین عکس و نقشه چسبیده بود.
جونگکوک نزدیک دیوار رفت.
ـ «اینها...»
اِریا کنارش ایستاد.
عکس خودش، افرادش، مسیرهای حملونقل و حتی اطلاعات معامله روی دیوار بود.
تهیونگ آروم گفت:
ـ «یکی مدتهاست زیر نظر گرفتهتون.»
جونگکوک یکی از عکسها رو برداشت.
پشت عکس چیزی نوشته شده بود.
فقط یک جمله:
«رئیس بعدی باید قبل از بیستوشش سالگی حذف شود.»
اِریا چند ثانیه به نوشته خیره موند.
جونگکوک نگاهش کرد.
این بار خبری از پوزخند روی صورتش نبود.
ـ «اِریا...»
اِریا عکس رو از دستش گرفت.
ـ «این ماجرا خیلی قدیمیتر از چیزیه که فکر میکردیم.»
تهیونگ به گوشهی اتاق اشاره کرد.
ـ «بچهها... اونجا رو ببینین.»
یک لپتاپ روشن روی میز بود.
صفحه فقط یک فایل داشت.
نام فایل:
ARIA_LAURENT
اِریا قدمی به سمتش برداشت.
جونگکوک سریع جلویش قرار گرفت.
ـ «صبر کن.»
اِریا نگاهش کرد.
ـ «چرا؟»
جونگکوک به صفحه خیره شد.
ـ «چون کسی عمداً گذاشته پیداش کنیم.»
و درست همان لحظه، لپتاپ خودش شروع به پخش یک صدای ضبطشده کرد.
صدای کِین:
ـ «اگه این فایل رو پیدا کردین... یعنی جونگکوک هم اونجاست.»
سکوت.
جونگکوک نگاهش رو بالا آورد.
ـ «من؟»
صدای کِین ادامه پیدا کرد:
ـ «و حالا بازی واقعاً شروع میشه.»
ادامه دارد...
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔
(میخوای پارت 𝒕 𝟐𝟔رو بخونی؟ تو کامنتاس ، کامنت نزار!!)
چند لحظه هیچکس حرف نزد.
اِریا هنوز به دیوار خیره بود.
ـ «این راهرو باید یه خروجی دیگه داشته باشه.»
جونگکوک چراغ گوشی رو روشن کرد و دیوارها رو بررسی کرد.
ـ «احتمالاً اینجاست.»
دستش رو روی بخشی از دیوار کشید.
صدای تقی بلند شد.
جونگکوک پوزخند زد.
ـ «پیداش کردم.»
تهیونگ سریع جلو اومد.
ـ «کجاست؟»
جونگکوک یه قسمت از دیوار رو فشار داد.
در مخفی آروم کنار رفت.
تهیونگ با تعجب گفت:
ـ «چرا همهجا راه مخفی دارین؟»
اِریا بیحوصله جواب داد:
ـ «چون مافیا هستیم.»
ـ «خب منم دزد حرفهایم، چرا خونهم یه راه مخفی نداره؟»
جونگکوک پوزخند زد.
ـ «چون خونهت یه آپارتمان چهل متریه.»
ـ «اون اطلاعات خصوصی بود!»
اِریا نتونست جلوی لبخند کوتاهش رو بگیره.
هر سه وارد اتاق مخفی شدن.
وسط اتاق یه میز بزرگ قرار داشت و روی دیوار، چندین عکس و نقشه چسبیده بود.
جونگکوک نزدیک دیوار رفت.
ـ «اینها...»
اِریا کنارش ایستاد.
عکس خودش، افرادش، مسیرهای حملونقل و حتی اطلاعات معامله روی دیوار بود.
تهیونگ آروم گفت:
ـ «یکی مدتهاست زیر نظر گرفتهتون.»
جونگکوک یکی از عکسها رو برداشت.
پشت عکس چیزی نوشته شده بود.
فقط یک جمله:
«رئیس بعدی باید قبل از بیستوشش سالگی حذف شود.»
اِریا چند ثانیه به نوشته خیره موند.
جونگکوک نگاهش کرد.
این بار خبری از پوزخند روی صورتش نبود.
ـ «اِریا...»
اِریا عکس رو از دستش گرفت.
ـ «این ماجرا خیلی قدیمیتر از چیزیه که فکر میکردیم.»
تهیونگ به گوشهی اتاق اشاره کرد.
ـ «بچهها... اونجا رو ببینین.»
یک لپتاپ روشن روی میز بود.
صفحه فقط یک فایل داشت.
نام فایل:
ARIA_LAURENT
اِریا قدمی به سمتش برداشت.
جونگکوک سریع جلویش قرار گرفت.
ـ «صبر کن.»
اِریا نگاهش کرد.
ـ «چرا؟»
جونگکوک به صفحه خیره شد.
ـ «چون کسی عمداً گذاشته پیداش کنیم.»
و درست همان لحظه، لپتاپ خودش شروع به پخش یک صدای ضبطشده کرد.
صدای کِین:
ـ «اگه این فایل رو پیدا کردین... یعنی جونگکوک هم اونجاست.»
سکوت.
جونگکوک نگاهش رو بالا آورد.
ـ «من؟»
صدای کِین ادامه پیدا کرد:
ـ «و حالا بازی واقعاً شروع میشه.»
ادامه دارد...
- ۱.۴k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط