فیک قلب من فقط متعلق به توست..
p4
ات اولش ترسید اما بعد وقتی جئون رو دید که موهاش با عسل خراب شده از خنده منفجر شد جی هی هم وارد اشپز خانه شد و بعد از دیدن چهره اعصبانی و کیوت جونگ کوک که روی سر و موهاش عسل ریخته شده از خنده منفجر شد
ات:LOLاوه ببخشید، نمیدونستم از دستم افتاد
جی هی:LOLمامان!تاحالا این چهره بابا رو ندیدیه بودمبدون نفس بین خنده ها میگوید
جونگ کوک:داشت از اعصبانیت میسوخت و چون خودش مقصره نتونست کاری کند با چشم های که از اعصبانیت تیره شده به ات نگاه میکنهسریع،تمیزش کن وگرنه.....
ات:سعی میکنه نخندهباشهحوله خیسی بر میداره تا عسل ها رو پاک کنه اما عسل از چیزی که فکر میکرد غلیز تر بوداوه عشقم فکر کنم باید بروی حمامات حوله رو در سطل اشغال میندازد
جی کی:نفس عمیق میکشد و به سمت حمام میرود در را میبندد و بعد از ۴۵ دقیقه از حمام فریاد میزند ات! حوله ام رو میاوری!
ات:او با جی هی درحال صبحانه خوردن بودند ات صدای جی کی رو میشنود و حوله جونگ کوک را میگیرد به سمت حمام میرود
جی کی:کمی در حمام رو باز می کند
ات:دستش را داخل میبرد تا حوله را به جونگ کوک بدهد که ناگهان جی کی مچ ات را میگیرد و به داخل میبرداوه چی کار میکنی
جی هی:ات رو نزدیک خودش میکنددلم برات تنگ شده بود،اما از اینکه روی سرم عسل ریختی اعصبانیمبا اخم میگوید و خم می شود لب هایش تقریبا لبهای ات را لمس میکند
ات:اب دهنش را قورت میدهدمن! اوه خب تو من را ترساندی و من عسل از دستم افتاد....ناگهان جونگ کوک لب هایش را روی لب های ات میزارد،یک بوسه را شروع میکند کمی تهاجمی است،بعد از چند مین از هم جدا میشوند به شدت نفس میکشند
جی کی:به ات نگاه میکند خیلی مزه داریـ
ات:میخندد و گونه اش کمی صورتی میشوداوه بیا برویم صبحانه بخوریم
ات و جی کی باهم از حمام بیرون می ایند که ناگهان.....
پارت بعد!
نظرت برام مهمه♡
حمایت از دلقکت یادت نره🥲❤️🩹🤡🎪
ات اولش ترسید اما بعد وقتی جئون رو دید که موهاش با عسل خراب شده از خنده منفجر شد جی هی هم وارد اشپز خانه شد و بعد از دیدن چهره اعصبانی و کیوت جونگ کوک که روی سر و موهاش عسل ریخته شده از خنده منفجر شد
ات:LOLاوه ببخشید، نمیدونستم از دستم افتاد
جی هی:LOLمامان!تاحالا این چهره بابا رو ندیدیه بودمبدون نفس بین خنده ها میگوید
جونگ کوک:داشت از اعصبانیت میسوخت و چون خودش مقصره نتونست کاری کند با چشم های که از اعصبانیت تیره شده به ات نگاه میکنهسریع،تمیزش کن وگرنه.....
ات:سعی میکنه نخندهباشهحوله خیسی بر میداره تا عسل ها رو پاک کنه اما عسل از چیزی که فکر میکرد غلیز تر بوداوه عشقم فکر کنم باید بروی حمامات حوله رو در سطل اشغال میندازد
جی کی:نفس عمیق میکشد و به سمت حمام میرود در را میبندد و بعد از ۴۵ دقیقه از حمام فریاد میزند ات! حوله ام رو میاوری!
ات:او با جی هی درحال صبحانه خوردن بودند ات صدای جی کی رو میشنود و حوله جونگ کوک را میگیرد به سمت حمام میرود
جی کی:کمی در حمام رو باز می کند
ات:دستش را داخل میبرد تا حوله را به جونگ کوک بدهد که ناگهان جی کی مچ ات را میگیرد و به داخل میبرداوه چی کار میکنی
جی هی:ات رو نزدیک خودش میکنددلم برات تنگ شده بود،اما از اینکه روی سرم عسل ریختی اعصبانیمبا اخم میگوید و خم می شود لب هایش تقریبا لبهای ات را لمس میکند
ات:اب دهنش را قورت میدهدمن! اوه خب تو من را ترساندی و من عسل از دستم افتاد....ناگهان جونگ کوک لب هایش را روی لب های ات میزارد،یک بوسه را شروع میکند کمی تهاجمی است،بعد از چند مین از هم جدا میشوند به شدت نفس میکشند
جی کی:به ات نگاه میکند خیلی مزه داریـ
ات:میخندد و گونه اش کمی صورتی میشوداوه بیا برویم صبحانه بخوریم
ات و جی کی باهم از حمام بیرون می ایند که ناگهان.....
پارت بعد!
نظرت برام مهمه♡
حمایت از دلقکت یادت نره🥲❤️🩹🤡🎪
- ۵.۳k
- ۲۶ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط