Teakook

#Teakook

هفت‌ماه‌به‌مارسی‌برگشتم،
باآدمای‌زیادی‌حرف‌زدم،
سعی‌کردم‌اجتماعی‌ترباشم،
درسای‌مدرسم‌ودوباره‌شروع‌کردم،
خیلی‌بیشترتوی‌شهرگشتم‌تافراموشش‌کنم
اماتنهاچیزی‌که‌فهمیدم‌این‌بودکه..
آدمای‌مارسی‌مثل‌اون‌راه‌نمیرن..!
مثل‌اون‌حرف‌نمیزنن..!
مثل‌اون‌نمیخندن..!
مثل‌اون‌قلبموبه‌بازی‌نمیگیرن..!
و.. مثل‌اون‌قلبمونمیشکنن...
اون‌هیچوقت‌قبل‌ازاین‌به‌مارسی‌نیومده‌بود،
اما.. تنهاحسی‌که‌ازمارسی‌گرفتم‌همین‌بود.!
کیم‌تهیونگ....
دیدگاه ها (۰)

#HopminSo, before you go . .Was there something I could’ve s...

#Teahyungیادمه یبار سویون بهم گفت ؛همه نیاز به شجاعت ندارن !...

#Teakookسرگرد کیم . . !تو گفتی کسی رو که دوست داشته باشی میپ...

و همه اینا اتفاق افتاد ؛وقتی فرشته ای عاشق شد . . :)

Sunflower part : last (5)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط