Teakook

#Teakook
سرگرد کیم . . !
تو گفتی کسی رو که دوست داشته باشی میپرستی . . .
تو گفتی چشمای من رو میپرستی .
نمیدونم چیشد و از کجا شروع شد . .
اما به خودم اومدم و دیدم با تمام وجود ، تمام وجودتو میپرستم . . .
به خودم اومدم و دیدم مقابل نگاه سرد و خاص و کشنده ات ، مقابل چشمات ، به زانو دراومدم و اسیر عشقت شدم . . .
دیدگاه ها (۱)

#Teakookهفت‌ماه‌به‌مارسی‌برگشتم، باآدمای‌زیادی‌حرف‌زدم، سعی‌...

#HopminSo, before you go . .Was there something I could’ve s...

و همه اینا اتفاق افتاد ؛وقتی فرشته ای عاشق شد . . :)

سر زیبایی چشمان تو دعوا شده استبین ماه و من و یک عده اساتید ...

یاد تمام کاربران بامرام وبامعرفت قدیمی ویسگون ّبخیر ازجمله ا...

خشم پارت 5 +18که یهو دیدم تهیونگ رو تخت خوابم نشسته@ خوش اوم...

خشم پارت 7+18ویو تهیونگ: از خواب بیدار شدم ات هنوز خواب بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط