چون کار دلم ز زلف او ماند گره

چون کار دلم ز زلف او ماند گره
بر هررگ جان صد آرزو ماند گره
امید به گریه بود! افسوس افسوس
کان هم شب وصل در گلو ماند گره..
#مهران_فرهادی
دیدگاه ها (۸)

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

﷽#آقای‌من🥀کی شود از تو بیاید خبری آقا جان برسداین شب ما را س...

عاشقانه های شبنم

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط