عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

از من اصرار و از او انکار...
تصدقش که دلش نمی‌آمد من هم
سرما بخورم
آخر شب بود و پاییز بود و باران
من بودم و یار بود و خیابان
و حالا
من مانده امُ
سرفه هایی که از هر چیزِ دیگری
بیشتر می‌چسبد!
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ³⁴در راه که بودند جو...

CAPTURED IN PARIS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط