عاشقانه های شبنم

نگاه‌ها چه ظالمانه جای کلمات را گرفته‌اند 
سکوت چه‌قدر جای صدا را 
هنوز نگفته‌ام دوست‌ات دارم 
نگاه‌ام اما به عربده گفت 
عربده‌یی که نرگسِ حافظ را پژمرده کرد 
هنوز نگفته‌یی دوست‌ات دارم 
سکوت‌ات اما بارانی شد 
و دلِ صنوبریِ خشک‌ام را خُرّم کرد...
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

عاشقانه های شبنم

پرسه در جنگل...[پارت هفتم]جونگکوک از راهرو دور شد.صدای قدم‌ه...

𝒫𝒶𝓇𝓉 17عقد با رئیس مافیا ات بین تهیونگ و هانا ایستاده بود.«ی...

مردی در ساحل...[پارت دوازدهم]صبح روز بعد...نور خورشید از پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط