part 3

part 3

+منو؟؟(خنده)
_نه (اسلحه رو به سمتش گرفت)
+(ترسیده) داری چیکار میکنی احمق
_دارم ترو میکشم
+احمق
جیمین یه گلومه به هوا زد و نیلا جیغ کشید
+دا..... ری چیکار.... میکنی..... مر.... یضی
_از حدت بگذری و با من ازدواج نکنی یدونه از این گلوله به مغزت خالی میکنم
+جرعتشو نداری مگر نه به بابام میگم بکشتت
_مگه بابات مافیاست بیب
+از مافیا بدتره
_او
جیمین نیلارو برای استایل بغل کرد و به سمت ماشین رفت
+چیکار میکنی روانی ولم کنن (داد)
_هیس
+کمک کسی کمک کنه روانی ولم کن (جیغ)
نشست تو ماشین
+معنی این کارات چیه؟؟
_چرا شب تو بیرونی؟
+به تو چه مرتیکه عنتر (پاره ای داشم)
_عه بی ادبی هم میکنی
+اره
جیمین میمی های (زن دارم ☺️) نیلا رو تو دستش گرفت (از رو لباس منحرفا) و فشار داد که نیلا یه ناله ی کرد
_بازم زبون درازی میکنی
+کثافت دستتو بکش (بگین ببینم نیلا از حدتش نگذشت؟؟)
اینبار جیمین نیلا رو تو بغلش جا داد و دستشو برد زیر لباسش
+کثافتتتتتتتتتتت بهم پس نزن عنتر میمون
_چقد بدنت نرمه
+میدونم قبلا هم شنیدم
_جان
+خب یه پسر هم گفته بود (نیلا فیکه اعصبانی نشی)
_عه
+اره


ادامه دارد........
دیدگاه ها (۷)

part4_پس به غیر از من کسی بهت دس زده +بله جیمین لباساشو در ا...

part2نیلا با گریه به سمت اتاق رفت وقتی وارد اتاق شد درو از پ...

part 1صب با نور خورشیدی که چشامو اذیت میکرد بیدار شدم و یه ک...

رمان عشق من واقعیه part5۳ | حقیقتشک پشت شک - چ چ چییی میگی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط