part2
part2
نیلا با گریه به سمت اتاق رفت وقتی وارد اتاق شد درو از پشت قفل کرد و نشست پشت در
+من نمیخوام ازدواج کنم
مادر نیلا به سمت اتاق نیلا رفت و درو زد
م۰ن :دختر خوشگلم میتونم بیام
+مامان نیا برو نمیخوام کسیو ببینم
م۰ن: اما دخترم
+گفتم نیان نمیخوام ببینم (یکم داد)
م۰ن: باشه عزیزم
نیلا تا شب گریه کرد واقعا نمیخواست ازدواج کنه (نیلا خوشبحالت که با جیمین ازدواج میکنی میخوام یدونه بهت بزنم)
شب شد و نیلا لباس پوشید از اتاق زد بیرون
م۰ن: دخترم کجا
نیلا بدون اینکه جوابی بده از خونه زد بیرون
تو راه ساکت بود و فقط راه میرفت
یهو وارد کوچه تاریک خلوت شد
+او ترسناک هس
درحال راه رفتن بود که یه نفر با سرعت اونو زد به دیوار نیلا از ترس چشاشو بست و سرشو به سمت چپ کج کرد
_او زن ایندم (بم)
با چشای که از ترس پر شده بود به اون مرد خیره شد
+ش.... شما کی هستید؟
_شوهر ایندت
+خواهش میکنم ولم کن
_چرا هرچی زود دیر تو برای منی
+اقا خفه شو
_بیب پرو هستی
تا نیلا میخواست حرف بزنه یه چیز نرمی رو لباش احساس کرد
تقلا میکرد تا ولش کنه ولی نمیدونست چش شده همراهی کرد (پاره ای داشم)
بعد چندین
_او همکاری میکردی؟؟
+مجبور بودم
_چرا مجبور خوشت نیومد ؟
+نه
نیلا از جیمین دور شد
_کجا
+به تو چه پسر
_خب (به سمت نیلا میرفت)
+اشغال عوضی (میخوام یدونه با پام بزنم دهنت نیلا خانوم)
_عه پس که اینطور
+اره
_میدونی من شغلم چیه؟؟
+نه حتما تو شرکت بابات کار میکنی (نمیدونم تو پارت قبل باباش گفته مافیاست؟؟ ولی به هر حال نیلا نمیدونه)
_نه بیب (بممم)
+پس چی بیکاری؟
_نه. مافیام
+چ..... چی؟
_مافیام
+شوخی خوبی بود
_کنارم اسلحه هس
+م..... میخوا....... ی چیکار
_از حدت بگذری شاید بکشمت
ادامه دارد........
خوبه؟؟
ولی بدون نیلا خانوم میزنمت
نیلا با گریه به سمت اتاق رفت وقتی وارد اتاق شد درو از پشت قفل کرد و نشست پشت در
+من نمیخوام ازدواج کنم
مادر نیلا به سمت اتاق نیلا رفت و درو زد
م۰ن :دختر خوشگلم میتونم بیام
+مامان نیا برو نمیخوام کسیو ببینم
م۰ن: اما دخترم
+گفتم نیان نمیخوام ببینم (یکم داد)
م۰ن: باشه عزیزم
نیلا تا شب گریه کرد واقعا نمیخواست ازدواج کنه (نیلا خوشبحالت که با جیمین ازدواج میکنی میخوام یدونه بهت بزنم)
شب شد و نیلا لباس پوشید از اتاق زد بیرون
م۰ن: دخترم کجا
نیلا بدون اینکه جوابی بده از خونه زد بیرون
تو راه ساکت بود و فقط راه میرفت
یهو وارد کوچه تاریک خلوت شد
+او ترسناک هس
درحال راه رفتن بود که یه نفر با سرعت اونو زد به دیوار نیلا از ترس چشاشو بست و سرشو به سمت چپ کج کرد
_او زن ایندم (بم)
با چشای که از ترس پر شده بود به اون مرد خیره شد
+ش.... شما کی هستید؟
_شوهر ایندت
+خواهش میکنم ولم کن
_چرا هرچی زود دیر تو برای منی
+اقا خفه شو
_بیب پرو هستی
تا نیلا میخواست حرف بزنه یه چیز نرمی رو لباش احساس کرد
تقلا میکرد تا ولش کنه ولی نمیدونست چش شده همراهی کرد (پاره ای داشم)
بعد چندین
_او همکاری میکردی؟؟
+مجبور بودم
_چرا مجبور خوشت نیومد ؟
+نه
نیلا از جیمین دور شد
_کجا
+به تو چه پسر
_خب (به سمت نیلا میرفت)
+اشغال عوضی (میخوام یدونه با پام بزنم دهنت نیلا خانوم)
_عه پس که اینطور
+اره
_میدونی من شغلم چیه؟؟
+نه حتما تو شرکت بابات کار میکنی (نمیدونم تو پارت قبل باباش گفته مافیاست؟؟ ولی به هر حال نیلا نمیدونه)
_نه بیب (بممم)
+پس چی بیکاری؟
_نه. مافیام
+چ..... چی؟
_مافیام
+شوخی خوبی بود
_کنارم اسلحه هس
+م..... میخوا....... ی چیکار
_از حدت بگذری شاید بکشمت
ادامه دارد........
خوبه؟؟
ولی بدون نیلا خانوم میزنمت
- ۴۲۵
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط