مرددیوونهمن

#مرد_دیوونه_من
Part : 2

^ اینجا منتظر بمونید تا مهمون های ویژمون بیاد

- نمی‌خواد!

^‌ ا..اما رییس ...

تهیونگ نزدیک پسر میشه و اونو به دیوار می‌چسبونه

- خیلی دوست داری ازم به خوبی استقبال شه؟

همینطور که حرف میزد دستشو به طور نوازش بار روی صورت پسر میکشید

- هوم؟

پسر سکوت کرده بود و چیزی نمی‌گفت چون رییسش اخراجش میکرد و اون به پول نیاز داشت!

- می‌دونم که اگه من ازت راضی باشم رییست دست مزت رو بیشتر میده

پسر اب دهنش رو با صدا پایین داد و به چشمای مرد نگاه میکرد

- اگه میخوای ازم خوب استقبال شه ، پس مهمون ویژمون تو باید باشی!
هر ساعت چقدر به دست موزت اضافه میشه؟

^ ا..آقا من نمیتونم ....

- می‌دونم که تو و خواهرت به این پول خیلی احتیاج دارید

پسر شوکه شده بود ، اون از کجا میدونست خواهر داره؟
دیدگاه ها (۷)

#مرد_دیوونه_منPart : 3مرد بوسـ/ـشون رو آغاز می‌کنه ازش جدا م...

#مرد_دیوونه_منPart 4گارسون با سفارش به سمت میز می‌ره و سفارش...

#مرد_دیوونه_منPart : 1هوا بارونی بود ، مرد بعد از کشیدن آخری...

حالتون چطوره🥀🌫 من که خوب نیستم زیاد راستی کلاس آنلاین ها رو...

اسم فیک : قاتله زنجیره ای منشخصیت های اصلی: ا/ت و تهیونگ و ب...

فن فیک زانکا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط