مرددیوونهمن
#مرد_دیوونه_من
Part : 1
هوا بارونی بود ، مرد بعد از کشیدن آخرین دود از سیگارش اونو ته ماشین میندازه و با پاش له میکنه
در ماشین و باز میکنه و موقع پیاده شدن رو به بادیگارد میکنه
- منتظرم بمونید میام ( سرد )
و بعد وارد کافه میشه و میشینه روی یکی از صندلی هایی که نزدیک شیشه بود
پسر جوونی که احتمالا گارسون بود با منوی توی دستش سمت میز میشه
^ آقا سفارشتون؟
مرد نگاهشو از بیرون میگیره و از سر تا پا به پسر نگاه میکنه ، با سردی جواب میده
- رئیست کجاست؟
^ر...راستش امروز نیومده ، شما آقای کیم هستید؟
مرد با شنیدن فامیلیش سرشو تکون داد
- خودمم
^ رییس گفتن که وقتی اومدید ازتون به خوبی استقبال شه ، پشت سر من راه بیوفتید و بیاید به اتاق ویژه
و بعد پسر به سمت اتاق ویژه میره و مرد بلند میشه و دستشو توی جیب کتش فرو میبره
^ اینجا منتظر بمونید تا مهمون های ویژمون بیاد
- نمیخواد!
^ ا..اما رییس ...
تهیونگ نزدیک پسر میشه و اونو به دیوار میچسبونه
- خیلی دوست داری ازم به خوبی استقبال شه؟
همینطور که حرف میزد دستشو به طور نوازش بار روی صورت پسر میکشید
- هوم؟
پسر سکوت کرده بود و چیزی نمیگفت چون رییسش اخراجش میکرد و اون به پول نیاز داشت!
- میدونم که اگه من ازت راضی باشم رییست دست مزت رو بیشتر میده
پسر اب دهنش رو با صدا پایین داد و به چشمای مرد نگاه میکرد
- اگه میخوای ازم خوب استقبال شه ، پس مهمون ویژمون تو باید باشی!
هر ساعت چقدر به دست موزت اضافه میشه؟
^ ا..آقا من نمیتونم ....
- میدونم که تو و خواهرت به این پول خیلی احتیاج دارید
پسر شوکه شده بود ، اون از کجا میدونست خواهر داره؟
مرد بوسـ/ـشون رو آغاز میکنه
ازش جدا میشه و کراواتش رو شل میکنه و پالتوش رو در میاره
آروم به سمت گردن پسر هجوم میبره و .....
پسر با چشمای اشکی لباسشو میپوشه و دستشو روی کبودی گردنش میزاره و از اتاق میزنه بیرون
به هرحال پولشو گرفته بود و میتونست تا دو ماه خرج خودشو خواهرش کنه
[ ویو فردا ]
...تهیونگ ...
امروز دوباره به همون کافه رفتم ، اه لعنتی اون گارسون دیروز خیلی خوب بود
منتظر همون گارسونه بودم که دیدم یک پسر جوون دیگه سمتم اومد
+ سفارشتون قربان
- اون گارسون دیروز کجاست؟ تابه حال اینجا ندیدمت
پسر تعظیمی میکنه و سرشو پایین میندازه
+ معذرت میخوام قربان ، اما من تازه واردم و هیچکی رو نمیشناسم
- خیلی خب! ، امریکانو میخوام
پسر سفارش مرد و مینویسه و میره که صاحب مغازه سریع به کوک میزنه
& سریع باش پسر اون مشتری خاصه
صاحب کافه نزدیک میز میشه و با دیدن کیم لبخندی میزنه
& اوه مشتری خاصمون کیم!
تهیونگ یک نگاه سردی بهش میندازه
- گارسون دیروز کجاست؟
& آه لعنتی ، اون دیروز استفا داد! اما جسارتمو ببخشید ارباب ، شنیدم که دیروز خوب ازتون استقبال کرده؟
تهیونگ یک نگاه سردی بهش میندازه
- همینطوره ، امیدوارم دوباره پاشو بزاره اینجا
گارسون با سفارش به سمت میز میره و سفارشو روی میز میزاره و بعد تعظیمی میکنه
مرد نگاه سردی به پسر میندازه ، اندام خوبی داشت وَ.... و پاهایی که از شلوارش توپر بودن پسر و نشون میدن
& میخواین بگم بیاد سمتتون؟
- نه! همون گارسون دیروز و برام پیدا کن
و بعد از خوردن امریکانوش بلند میشه و از اونجا میزنه بیرون
''''''
آقای کیم با بردن خنده ای ذوق میکنه
$ خب! آقای جئون باختی! ایندفعه میخوای چی بهم بدی؟ زنتو؟ عا نه تو که اونو دفعه پیش دادی( خنده )
مرد پوزخندی روی لبش میشینه
¢ یک پسر دارم! به نظرم خیلی خوبه ، تا بتونه با پسر تو ، ازدواج کنه
مرد سیلی میزنه
$ گستاخ! چطور جرات کردی همچین چیزی بگی؟
مرد دستشو روی صورتش میزاره و با نیشخند به کیم نگاه میکنه
¢ میخوای نگاش کنی؟ دیدنش که چیزی نیست
مرد پوزخندی میزنه
$ خیلی خب! بریم ببینیم
Part : 1
هوا بارونی بود ، مرد بعد از کشیدن آخرین دود از سیگارش اونو ته ماشین میندازه و با پاش له میکنه
در ماشین و باز میکنه و موقع پیاده شدن رو به بادیگارد میکنه
- منتظرم بمونید میام ( سرد )
و بعد وارد کافه میشه و میشینه روی یکی از صندلی هایی که نزدیک شیشه بود
پسر جوونی که احتمالا گارسون بود با منوی توی دستش سمت میز میشه
^ آقا سفارشتون؟
مرد نگاهشو از بیرون میگیره و از سر تا پا به پسر نگاه میکنه ، با سردی جواب میده
- رئیست کجاست؟
^ر...راستش امروز نیومده ، شما آقای کیم هستید؟
مرد با شنیدن فامیلیش سرشو تکون داد
- خودمم
^ رییس گفتن که وقتی اومدید ازتون به خوبی استقبال شه ، پشت سر من راه بیوفتید و بیاید به اتاق ویژه
و بعد پسر به سمت اتاق ویژه میره و مرد بلند میشه و دستشو توی جیب کتش فرو میبره
^ اینجا منتظر بمونید تا مهمون های ویژمون بیاد
- نمیخواد!
^ ا..اما رییس ...
تهیونگ نزدیک پسر میشه و اونو به دیوار میچسبونه
- خیلی دوست داری ازم به خوبی استقبال شه؟
همینطور که حرف میزد دستشو به طور نوازش بار روی صورت پسر میکشید
- هوم؟
پسر سکوت کرده بود و چیزی نمیگفت چون رییسش اخراجش میکرد و اون به پول نیاز داشت!
- میدونم که اگه من ازت راضی باشم رییست دست مزت رو بیشتر میده
پسر اب دهنش رو با صدا پایین داد و به چشمای مرد نگاه میکرد
- اگه میخوای ازم خوب استقبال شه ، پس مهمون ویژمون تو باید باشی!
هر ساعت چقدر به دست موزت اضافه میشه؟
^ ا..آقا من نمیتونم ....
- میدونم که تو و خواهرت به این پول خیلی احتیاج دارید
پسر شوکه شده بود ، اون از کجا میدونست خواهر داره؟
مرد بوسـ/ـشون رو آغاز میکنه
ازش جدا میشه و کراواتش رو شل میکنه و پالتوش رو در میاره
آروم به سمت گردن پسر هجوم میبره و .....
پسر با چشمای اشکی لباسشو میپوشه و دستشو روی کبودی گردنش میزاره و از اتاق میزنه بیرون
به هرحال پولشو گرفته بود و میتونست تا دو ماه خرج خودشو خواهرش کنه
[ ویو فردا ]
...تهیونگ ...
امروز دوباره به همون کافه رفتم ، اه لعنتی اون گارسون دیروز خیلی خوب بود
منتظر همون گارسونه بودم که دیدم یک پسر جوون دیگه سمتم اومد
+ سفارشتون قربان
- اون گارسون دیروز کجاست؟ تابه حال اینجا ندیدمت
پسر تعظیمی میکنه و سرشو پایین میندازه
+ معذرت میخوام قربان ، اما من تازه واردم و هیچکی رو نمیشناسم
- خیلی خب! ، امریکانو میخوام
پسر سفارش مرد و مینویسه و میره که صاحب مغازه سریع به کوک میزنه
& سریع باش پسر اون مشتری خاصه
صاحب کافه نزدیک میز میشه و با دیدن کیم لبخندی میزنه
& اوه مشتری خاصمون کیم!
تهیونگ یک نگاه سردی بهش میندازه
- گارسون دیروز کجاست؟
& آه لعنتی ، اون دیروز استفا داد! اما جسارتمو ببخشید ارباب ، شنیدم که دیروز خوب ازتون استقبال کرده؟
تهیونگ یک نگاه سردی بهش میندازه
- همینطوره ، امیدوارم دوباره پاشو بزاره اینجا
گارسون با سفارش به سمت میز میره و سفارشو روی میز میزاره و بعد تعظیمی میکنه
مرد نگاه سردی به پسر میندازه ، اندام خوبی داشت وَ.... و پاهایی که از شلوارش توپر بودن پسر و نشون میدن
& میخواین بگم بیاد سمتتون؟
- نه! همون گارسون دیروز و برام پیدا کن
و بعد از خوردن امریکانوش بلند میشه و از اونجا میزنه بیرون
''''''
آقای کیم با بردن خنده ای ذوق میکنه
$ خب! آقای جئون باختی! ایندفعه میخوای چی بهم بدی؟ زنتو؟ عا نه تو که اونو دفعه پیش دادی( خنده )
مرد پوزخندی روی لبش میشینه
¢ یک پسر دارم! به نظرم خیلی خوبه ، تا بتونه با پسر تو ، ازدواج کنه
مرد سیلی میزنه
$ گستاخ! چطور جرات کردی همچین چیزی بگی؟
مرد دستشو روی صورتش میزاره و با نیشخند به کیم نگاه میکنه
¢ میخوای نگاش کنی؟ دیدنش که چیزی نیست
مرد پوزخندی میزنه
$ خیلی خب! بریم ببینیم
- ۴۸۶
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط