چند پارتی

چند پارتی...
Love in three seconds💘
Part3




مثل دفعه قبل شیک پوش و جذاب روبه روی پسری که داشت بولینگ بازی می‌کرد وایساد...چوب بولینگش رو کنار پاش روی زمین کوبید که همه توجه ها بهش جلب شد...پسر با سردی تمام و بی‌تفاوتی به دختر روبه رو خیره بود...همه پسر های اونجا داشتن برای دختر غش و ضعف میکردن...ولی تمرکز دختر کاملا روی پسر مقابلش بود...

ماریا: بولینگ شرطی باهات بازی می‌کنم...

پسر نیشخند صدا داری زد...

تهیونگ: اوه واقعا؟ یه دختر میخواد با من بولینگ شرطی بازی کنه؟ اونم تو؟

ماریا: آره من...

ماریا تا کمر روی میز خم شد و به چشم های پسر خیره شد..و وقتی نگاهش با نگاه پسر قفل شد با نیشخند شروع کرد

ماریا: ۱...۲...۳

همه چیز عادی بود ولی یهو دختر صدای ضربان قلب شنید....صدای ضربان قلب به وضوح توی گوگل پیچید...که فکر و افکارش با حرف پسر روبه رو ناپدید شد...

تهیونگ: خوب گفتی می‌خوای بولینگ شرطی بازی کنی اره؟

ماریا که به خواطر اتفاقی که افتاده بود هنوز توی فکر بود با کمی تردید زمزمه کرد...

ماریا: آره...

پسر نیشخندی تحویل دختر داد...

تهیونگ: سر هر چی؟

ماریا: سر هر چی...

تهیونگ: خوبه پس شروع میکنیم...

بازی شروع شد ولی دختر انقدر ذهنش درگیر بود که بازی رو باخت با کمی نفرت به پسر خیره شد...پسر که از پشت سر بهش نزدیک شد و نفس های گرمش به گردن دختر خورد...

تهیونگ: که گفتی سر هر چی ها؟




...
ادامه دارد...
...
سلام سلاممم من برگشتمممم با یه چند پارتی خفن...امیدوارم که خوشتون بیادددد و دیگه شرایط برای پارت بدی...
۳۰ لایک
۳۰ کامنت
ببینم چیکار می‌کنید خوشگلاااا💖
دیدگاه ها (۸)

چند پارتی...Love in three seconds💘Part4اسم من ماریا من به عش...

چند پارتی...Love in three seconds💘Part5صندلی برگشت و تهیونگ ...

چند پارتی...Love in three seconds💘Part2 نونش رو توی ظرف رامی...

چند پارتی...Love in three seconds💘Part1 صدای کفش های پاشنه ب...

چند پارتی...Love in three seconds💘Part6ماریا: من باید یه جور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط