ازداوجاجباری

#ازداوج_اجباری
پارت۸

ویو یونگی ::
رفت تا ببین که سوخته یا نه
منم رفتم تا ببینم که چی شده
_ببینم فسقلی
اینکه نسوخته
برو درست کن تا پاستای منم تا اونموقع آماده بشه
+باشه
رفت و دوکبوکشو آماده کردو و رو میز گذاشت
پاستای منم آماده شد و رو میز گذاشتم
+میشه از پاستای تو امتحان کنم؟؟(با مظلومیت)
_تو که گفتی من میخوام خودم غذای خودمو درست کنم
خندید
وقای می‌خندید یجور دیگه ای خاص بود
+حالا من یچیزی گفتم دیگه
_باشه بیا امتحان کن
پاستارو خورد
یه لایک نشون داد
_خوبه فسقلی؟؟
+عالیههه
_خوبه که خوشت اومده
خوب بده منم از دوکبوکیت امتحان کنم ببینم چی پختی ؟؟
دوکبوکیشو امتحان کردم
واقعا عالی بود
_ام اینکه عالیه فسقلی
+به پای توی که نمیرسم

خندیدم
واقعا این فسقلی کاری میکرد که بیشتر بخندم

مگه نگفتم حمایت کن ها پس چرا اینجایییییی
#بی_تی_اس
#بلک_پینک
#استری_کیدز
#بیبی_مانستر
#یونگی
#لیسا
#کیپاپ
#رمان
دیدگاه ها (۰)

#ازداوج_اجباری پارت ۹ غذا تموم شد مثل اینکه لیلی خوابش میومد...

#ازداوج_اجباری پارت۱۰ روش پتو کشیدم و رفتم پایین تا بخوابم و...

#ازداوج_اجباری پارت ۷ویو لیلی ::رفتم بالا تا بخوابم بعد رفتم...

#ازداوج_اجباریپارت ۶ویو یونگی لیلی پشت به من خوابیدفک کنم که...

#ازداوج_اجباری پارت ۱۲ ویو یونگی :: بعد چند دقیقه رسیدیم دلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط