تو زیبأتر از فصل پاییزي ، زیبأتر از صداي خش خش برگ هآش ،

تو زیبأتر از فصل پاییزي ، زیبأتر از صداي خش خش برگ هآش ، حتي زیبأتر از تموم ستاره هآي کهکشان راه شیري و منم که این زیبایي رو میپرستم ، چشم هات شبیه یه تیکه هلال از ماه هستن که شب ها بهش خیره میشم و نور رو به من هدیه میدن ، بغلت حس آرامشي رو میده که هیچ جا نتونستم پیداش کنم و اینقدر برای من ، دروني زیبا و کافي هستي که میتونم به جاي خدا بزارمت جلوم و ستایشت کنم یا که تک تک اجزای صورتتو ببوسم و از خوبیات بگم ،
تو جات رو با خورشید عوض کردي ، نور رو به تمام مردم این شهر هدیه دادي ، باز هم میاي و چشماي هلالیتو به رخ میکشي و باعث میشي به قانون هاي خوب بودن شک کنم ، اصلا خوب بودن قانون نداره ! خوب بودن یعني تو ، وجود تو و صداي خنده های تو که عاشقانه میپرستمشون :) @ouexk
دیدگاه ها (۳)

بعد صبحانه ابروهایش بالا رفت دنبال کیفش روی صندلی کناری گشت،...

بغل کن مرا ، چـ ـنان تنگ که هیچکس نفهمـ🪵ـد زخم روی تن من بود...

بیشترین عڛق جهان رٵ  ‌‌به꯭ سوۍ تو می‌آورمچرا که هیچ چیز در ک...

_ پسره لوس من، گفته بودم طاقت دیدن اشک هاتو ندارم؟ قلبم رو ب...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

Are they just stray kids...?

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

پارت: 23 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین دقیقاً روبه‌روی من ایس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط