رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۹۲

دیانا، بگو دیگه جون مرگ کنه آدمو

ارسلان، خیلی دوست دارم

دیانا، بابا ولمون کن استاد شوخی نکن

ارسلان، به والله راست میگم

دیانا، 🤔😲

ارسلان، چرا قیافت اینجوریه

دیانا، یه بار دیگه بگو

ارسلان، دیانا خانم من عاشقتم

دیانا، منم دوست دارم عاشقم دیوونتم از همون روز که تو دانشگاه دیدمت عاشقت شدم چون تو همه‌ی ملاک های منو داری

ارسلان، منم از همون روز اول عاشقت شدم فقط میخواستم یکم بگذره و مطمئن بشم

دیانا، یه لحظه وایسا من خواب نیست

ارسلان، معلومه که نه

دیانا، چطوری بفهمم آها بزن در گوشم

ارسلان، چرا بزنم

دیانا، میگم بزن
دیدگاه ها (۲)

رمان رویای من پارت ۹۳ارسلان، نمیزنم ولی کهر دیگه ای میکنم دو...

رمان رویای من پارت ۹۴ارسلان، قول میدی دیانا، قول قولارسلان، ...

رمان رویای من پارت ۹۱ارسلان، لبخندی به این شادی و هیجانش گاز...

رمان رویای من پارت ۹۰حمید، خنده ای کردم و گفتم ارسلان حالت ا...

مافیای من

چند پارتی تهیونگ ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط