رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۹۳


ارسلان، نمیزنم ولی کهر دیگه ای میکنم دوتا دستمو رو دو طرف گونش گذاشتم و بوسیدمش یه گاز کوچولو هم گرفتم دیدی خواب نیستی

دیانا، وای خدای من باورم نمیشه

ارسلان، باورت بشه از این به بعد آقاتون منم

دیانا، خوشبحالم بعد حرفم محکم بغلش کردم

ارسلان، آروم موهاشو از روی شال ناز کردم

دیانا، خیلی دوست دارم

ارسلان، منم دوست دارم میای پیشم بمونی

دیانا، معلومه که میام

ارسلان، قول میدی همیشه کنارم باشی

دیانا، معلومه که قول میدم کنارت باشم من نمیتونم به دون تو زندگی کنم تا الانم داشتم دیوونه میشدم از فکر و خیال که شاید تو منو دوست نداشته باشی

ارسلان، مگه خرم دوست نداشته باشم

دیانا، فکر دیگه
دیدگاه ها (۱)

رمان رویای من پارت ۹۴ارسلان، قول میدی دیانا، قول قولارسلان، ...

رمان رویای من پارت ۹۵ دیانا، ارسلان یکم تو خودش بودبا صدای ب...

رمان رویای من پارت ۹۲دیانا، بگو دیگه جون مرگ کنه آدمو ارسلان...

رمان رویای من پارت ۹۱ارسلان، لبخندی به این شادی و هیجانش گاز...

p12متیو : عروسکدیانا : هوممتیو : چه ادکلنی زدی دیانا : ادکلن...

p32از درد ناله کردمدیانا : اییییییی اهه متیو اهه متیو : خب ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط