#مرد_دیوونه_من

#مرد_دیوونه_من

Part ۲۳

آروم در اتاق باز می‌کنه و وارد میشه

نگاهی به کوک که روی تخت نیمه دراز خوابیده بود نگاه می‌کنه
سرش اونطرف بود داشت از پنجره بیرون رو نگاه میکرد

با ورود تهیونگ با چشمای اشکی و ذوق سرشو به سمت تهیونگ میچرخونه

تهیونگ با دیدن اونطرف صورت کوک یکمی وحشت می‌کنه
خنده قهقهه طوری از سر میده

- کبودی های صورتت کم بود که اینم اضافه شد هیولا؟ ( خنده )

کوک بغض می‌کنه ، پتو رو روی صورتش می‌کشه و صورتش رو اونطرف می‌کنه

ته یو از صندلی بلند میشه و به طرف دیوار هلش میده

× تو چت شده هاا ( داد ) نمی‌بینی حالش بده؟ داری چرت و پرت برای خودت میگی؟

تهیونگ دستشو به دست ته یو کشوند و از یقه لباسش جدا می‌کنه

- دستتو بکش

ته یو نیشخندی از روی عصبانیت میزنه
با دستش کوک رو نشون میگیره

× مقصر تو بودی! اگه در و قفل نمی‌کردی ، اگه بادیگارد هاتو جلوی در میزاشتی اون اینطوری نمیشد همش مقصرش تویی

تهیونگ پوزخندی میزنه و دستاشو توی جیبش می‌بره

- به تو چه! همسر منه! هرکاری که دلم بخواد باهاش میکنم

× طلاقتو بگیر! من تصمیمو گرفتم خودم باهاش میمونم

رو می‌کنه به سمت کوک ، کوکی که توی چشماش اشک جمع شده بود و همه جا رو تار میدید

× کوک! از این حرومزاده جدا شو! قول میدم هرروز خودم برات غذا پپزم! کبودی هات و درست کنم ، به زخم هات برسم ، حتی ، حتی نمیزارم یک آب توی دلت تکون بخوره

کوک نگاهی به تهیونگ می‌کنه

تهیونگ نیشخندی میزنه
روی صورت کوک هم میشه و نزدیکش میشه

- تصمیم با خودته ، دوست داری بری؟ خب برو اما بدون که یک جور دیگه انتقام مادرم و میگیرم!

× تهیونگ بس کن مادر اون مقصر نیست

- چرا هست ( عربده ) اگه اون هرزه نمیومد یک شب خودشو پیش پدرم وا بندازه تا الان مامان منم بود ( داد )

نیشخندی میزنه ، مثل روانی ها عمل میکرد ، سرشو کج می‌کنه و بیشتر صورتشو نزدیک صورت کوک می‌کنه

- می‌دونی چرا مامانت مرد؟ یکی دیگه هم مثل مامانت هرزه بازی در آورد اونم عاقبت مامانم پیدا کرد ، اما چرا ول کن نیستم؟ ‌..... می‌دونی چرا؟

دستشو پشت گردن کوک می‌زاره و بیشتر نزدیک خودش می‌کنه

ضربان قلب کوک شروع به تند تپیدن کرد

قلب کوک شروع به تپیدن می‌کنه
نمیتونست وایسته
عرق سردی می‌کنه و دستاش از استرس خیس میشن
نمیتونست نگاهشو کنترل کنه
همش سمت لبای خوش فرم ته می‌رفت

تهیونگ پوزخندی میزنه

- از نزدیک زشت تری!

و بعد ازش جدا میشه ، کوک بغض میکنه

یهو دکتر وارد میشه
با مدارکی که دستش بود ، شروع به نگاه کردن می‌کنه

دکتر: خب ، ببینیم وضعیت بیمارمون چطوره.... عاا خب .... ببینید یک پمادی هست ، چون قسمت سوختگی خیلی کمه می‌تونه روی دست و صورتش بزنه ، و ... اگه شانس باهاش یار باشه ردش کلا می‌ره ، اما ....

× اما چی؟

دکتر : اما پماد قیمت بسیار بالایی داره میتونید از پس هزینش بربیاید؟

ته یو خنده ای از عصبانیت میزنه
× پول که چیزی نیست فقط هرچی که لازمه و بگید تا برای صورتش جور کنم

دکتر : خیلی خب! ، همراه کیم جونگکوک میتونید باهام برای یک لحظه بیاید؟

ته یو نگاهی به تهیونگ می‌کنه ، همینجوری ایستاده بود و هیچ کاری هم نمی‌کرد
ته یو از عصبانیت تهیونگ رو هول میده و با دکتر به بیرون از اتاق می‌ره
دیدگاه ها (۷)

#ارباب‌سنگدل #پارت_33 روز ها در پی هم می‌گذشتند و بلاخره ...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

#ارباب‌سنگدل #پارت_20کوک : سلام دستم بنده چیکار داری دکتر : ...

شاگرد لوس من

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت سوم《دلم برات تنگ شده مامانی》《Custom kiss》              ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط