شعر عاشقانه

شعر. عاشقانه

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری

تا به حالا نوبت ما بود و حالا دیگری

گفته بودی که مرا وقت سفر باید شناخت

عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری

هر نگاهت صد غزل در دفترم آواره کرد

با که حالا سر بگیرند این غزل ها؟دیگری؟

رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان

پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری

من که نفرینت نکردم.روزی اما میدهد

پاسخ کار تو را حالا خدا یا دیگری


#محمدغلامی
#شمسابادی

@BaghbaneDelha
دیدگاه ها (۰)

عشق با کردی و زندگی با دیگری تا به حالا نوبت ما بود و حالا د...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری تا به حالا نوبت ما بود و ...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود و حا...

NHعشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حا...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حالا...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حالا...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حالا...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حالا...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حالا...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط