نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

💜💜
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و
رفت...
دیدگاه ها (۰)

💜💜از غـربـت ایـن خـانـه دلـم سـخت گـرفـتهغیر از من و تنهایی ...

💜💜آدم اگر عاشق باشدبرای دوست داشتنش دلیل نمی‌آوردچرتکه نمی‌ا...

💜💜تو نه دوری تا انتظارت کشمو نه نزدیکی تا دیدارت کنمو نه از ...

💜💜به دلم پناه می ‌برماز شر تنهاییپای حرف‌ هایش می ‌نشینمهمه ...

از دیده ی دل پرده ی پندار گرفتیمتا رخصت نظّارهٔ دیدار گرفتیم...

غزلیات صائب تبریزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط