پارت هشتم《کلنجار》

پارت هشتم《کلنجار》
《Custom kiss》
تا اینکه صدای اومد...
تق...آخ...

ویو جونگ کوک:
با حرص بلند شدم و رفتم سمت در...
با خودم فک میکردم که ببینم این کیه که‌...آرامش...افکارم...رو تونسته به هم بریزه...
تا زندگیش رو به هم بریزم...
همینکه در رو باز کردم...

یه پسر رو دیدم که یه بند داشت با خودش حرف میزد...کلنجار میرفت...کلافه شدم...بهش گفتم...

×هی گوساله آروم تر...اینجا دفتر کار منه هااا...فک کردی کی هستی که اومدی سرت رو انداختی پایین و سروصدا راه انداختی...عوضی گستاخ...

دیدم سرش رو انداخت پایین...قدش تا سینه هام بود...هه کوچولوی بی دست و پا...برگشتم بهش گفتم...


×یه خر از تو بهتر میفهمه که اینجا کجاس...اونوقت توی گاگول مغز که مغزی هم نداری....هوففف
کمی ترجیح دادم سکوت کنم...خیلی سرش الکی داد زدم...پس برگشتم بهش گفتم...


×ببینم پسر جون تو دقیقا برا چی اینجا ای؟ برا چی مزاحمم شدی؟...حواست باشه کجا وایستادی کی روبه روته...شیر فهم شد؟...یا دوباره بگم...

جمله آخرم رو نتونستم کنترل کنم و داد زدم...راستش دقیقا نمیدونم ولی پشیمون شدم...

+ب...بله

×خوبه
براچی حالا اینجا وایسادی؟
برو دیگه...


+اخه...آخه آقا...


×آخه چی بنال دیگه...
دیدم ناراحت شد...دوباره سرش رو انداخت پایین...خواستم جمله ام رو آروم تر بگم که...


×نه مثل اینکه علاوه بر کور...لال هم هستی...میگم بنال...
وایی کوک این الان آرومت بود...خاک تو سرم...خواستم برگردم جمعش کنم که حرفش مانع ام شد...


+من...من فقط...عینکم رو روی میزم جا گذاشتم...ه...ه...همین


اصلا ازش انتظار نداشتم همچین چیزی بگه...فک...فک میکردم اونم مثل بقیه با پُرو ای جواب تندی میده ولی برخلاف ظاهرش...باطن خیلی پاک و معصومی داره...
وای جونگ کوک چی میگی...باید امروز حواست به کارت باشه...باید بابات رو غافلگیر کنی...

دیدم داره باخودش حرف میزنه...

+اقا؟

شروع کرد به کلنجار رفتن با خودش...دیگه واقعا حوصله نداشتم...باید میرفتم به کارتم برسم پس...

×انقدر حرف نزن...بیا...بیا خودم میبرمت پایین...
بازوی لاغر و سفید و نرمش رو گرفتم تو دستم که یهو پس زد و گفت...


+بب...ببخشید آقا...ولی...باید برم....سرویس بهداشتی...
از خجالت سرم رو انداختم پایین...
دقیقا خودم هم نمیدونم چرا...
اصلا چرا باید انقدر بهش بگم اقا؟
چرا باید بهش گوش بدم؟


یه ابروش رو میندازه و به حالت طلبکارانه میگه...
×خیله خب ...بیا ببرمت...

+دیگه از خجالت نمیدونستم چی بگم...آخه...آخه تاحالا با یه مرد نرفته بودم سرویس بهداشتی...واقعا برام خیلی عجیب بود...و البته خجالت آور...

+با...باشه

جونگ کوک؛ تهیونگ رو توی همون طبقه ی بالا که بودن؛ برد سرویس بهداشتی...

+آممم...ممنونم...
خواستم دستگیره در رو باز کنم که صدای مانع ام شد...برگشتم سمت صدا...

اون پسره...
دستش رو برده بود لای موهاش...
با یه نیشخند که انگار نه انگار دو دقیقه پیش داشت سرم داد میزد، بهم زده بود...
با یه حالت جذاب و پُرو بهم گفت...

×مطمئنی میتونی بدون عینک درست نگهش داری؟!


تهیونگ که از حرف پسرک جا خورده بود...سرش رو از خجالت پایین انداخت و گفت....

+امم...بب....ببخشید؟
داغی رو رو گونه هام حس میکردم...به محض تموم شدن حرفم...سریع برگشتم سمت دستگیره و چرخوندمش....


×هیچی برو...
بعد از اینکه این پسره رفت...با خودم فکر کردم شاید بهتر باشه بیشتر بشناسمش! البته بعد از تموم شدن کارام...
تو فکر و خیال بودم که از سرویس بهداشتی بیرون اومد...

ویو تهیونگ:
بعد از انجام دادن کارام...
رفتم بیرون که دیدم کنار دیوار ایستاده بود... دستش رو گذاشته بود لای موهاش...و به محض دیدن من...

اومد جلوم...
در حدی که فاصله ای بینمون باقی نموند...
صدای نفس هاش بهم برخورد میکرد...
با صدای کلفت و آرومش که فقط من بشنوم گفت...

×کارات تموم شد؟


+آ...آره
با چشمای خمار داشت نگاهم میکرد...
انقدر نزدیکم بود که از خجالت سرم رو انداختم پایین...

با انگشت اشاره اش؛ از چونه ام گرفت و سرم رو آورد بالا...
چشمای خمارش بین چشم هام و لب هام می چرخید...
بهم گفت...

×با کی اومدی رستوران؟

تهیونگ که از سوالش جا خورده بود با تعجب و سردرگمی نگاش میکرد...

^پایان^
.....
#فیک_رمان_بی_تی_اس_Custom_kiss_از_تهکوک_کوکوی_ویکوک
دیدگاه ها (۱)

فیک کوک فصل ²پارت ⁸ویو ا.ت همینطوریشم جونگ کوک عصبی بود ، ول...

پارت ۳۸

Iove and the moonPart 42ماشین در سکوت حرکت می‌کرد. صدای آرام...

سرنوشت(ویو رایا)با حرف شوگا فقط نگاش می‌کردم.نمی‌دونستم چی ب...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.44(روایت از زبان جونگ ک...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط