Part

#Part_۳.
یکم پیششون حرف زدم بعدش رفتم اتاقم تا استراحت کنم
ویو چند ساعت بعد
از خواب بیدار شدم و یکم به خودم کش و قوصی دادم و رفتم حموم
وقتی از حموم اومدم بیرون به دوستام زنگ زدم تا بریم بیرون و همو ببینیم
یکم ارایش کردم و موهامو که تا بالای با. س.ن.م بود رو شونه کردم و باز گذاشتم
قرار بود همو تو کافه ببینیم پس راه اوفتادم
وقتی رسیدم دیدم نارا رسیده ولی بورا هنوز نیومده
بدو بدو رفتم سمت نارا و یه پخ بهش کردم که سکته کرد
+وای دخترررر سکتممم دادییییی
بلد شد و همو بغل کردیمو....
نشستیم و مشغول حرف زدن بودیم که بورا از راه رسید و با صدای داد اسممو صدا زد
+لاراااااااااا
بلند شدم و یه لبخند کشیده زدم و دستامو براش باز کردم که مثل این بچه ها بدو بدو اومد تو بغلم بغلش کردم و گفتم
-باشه بابا همه دارن نگاهمون میکنن منم دلم برات تنگ شده بود
نشستیم و دوباره درمورد اینکه چیکارا میکردی من نبودم اینا حرف زدیم و سفارش دادیم من یه ماچا ی توت فرنگی(منم میخواممممم😭)
گرفتم نارا ایس امریکانو گرفت و بورا هم طبق معمول قهوه گرفت
سفارشامون که اومد شروع به خوردن کردیم
وای من عاشق ماچای توت فرنگیم اصلا مزه بهشت میدهه(خودم تاحالا نخوردم فقط چون دوستم گفته خوشمزست نوشتم🤣)همینجوری که میخوردیم حرفم میزدیم وقتی که خوردنمون تموم شد از کافه خارج شدیم و رفتیم بیرون چون نارا ماشین اورده بود باهم رفتیم دور دور و....
دیدگاه ها (۰)

#Part_۴ویو تهیونگ:توی اتاقم نشسته بودم و همشم فکر میکردم نمی...

#Part_۵پاستا هارو ریختم تو بشقاب و بردم گذاشتم رو میز وقتی پ...

#Part_2 سوار هواپیما شدم و سندلیمو پیدا کردم و وسایلمو گذاشت...

خوشگلااا تازه امروز گوشیم درست شددد فردااا اگه اینترنتم بیار...

,, مافیای من,,part :5. ...

درخواستی وقتی بین توو برادرت فرق میزاشت part: 3 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط