منتظرت نیستم

منتظرت نیستم
اما چشم دوخته ام
به خیابان شاید باران نگاهت
بی هوا ببارد و پاک کند
از دریچه چشمانم
آنچه را که نامش دلتنگی است ...
دیدگاه ها (۳)

دردیست‌بر‌دلم،ڪه‌نگنجد‌به‌عالمی..

انسان ها زود پشیمان می‌شوند... تو انسان باش !با خدایت هر روز...

.با تو...حرف ها دارمدر این هیاهوی خاموش ...با سکوتِ پُر از ف...

قلب های شکسته قسمت ۱۳آلبرت شانه بالا انداخت. «هیچی. فقط گفتم...

من توی روستا زندگی میکنم و عاشق زنی شدم که اوقاتش را توی شهر...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط