نجوای خدایا دلم گرفت در #شب_قدر

ما را بر عظمت و شناسایی #شب_قدر راهی نیست
تنها می توان درزیر باران رحمتش ایستاد تا برما ببارد
و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد . . .
دیدگاه ها (۰)

توبه ...

عاشقانه های شبنم

برده عمارت جئون

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

*عشق در اعماق یک مافیا*پارت ۱دوباره با بابام دعوام شد… و تهش...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط