Crown~
Crown~
P24
در باز شد و دیار با یه مرد نسبتا قد بلتد با یه کت شلوار طوسی و پیرهن سفید و کفشای کاملا تمیز و ساعت مچی سیلور رو به رو شد.
تعظیم کرد و ادامه داد؛
دیار: سلام اقای هیلمن، من میا میلان هستم، دستیار جدیدتون
هیلمن: اوه بله خانوم میا، لطفا بفرمایید بشینید
[دیار در رو بست و به سمت صندلی کنار میز قهوه ای سوخته ی هلمن رفت و نشیت و هیلمن هم رو به روی دیار]
هیلمن: خانم میا! سوابقتون رو خوندم، دانشگاه عالی رشته ی عالی و خانواده ی بافرهنگ و تحصیل کرده، میتونم بپرسم چرا میخواین دستیار مدیر یه شرکت صنایع پزشکی بشین؟
دیار: همیشه به لوازم و صنایع پزشکی علاقه داشتم، ولی نه به استفادشون
میخواستم بسازمشون و بنظرم این بهترین فرصت برای من بود که هم بتونم علایقمو دنبال کنم، هم یه شغل رضایت بخش داشته باشم.
هیلمن: به هرحال کار سختیه، نمیخوام صرفا بخاطر این که خانوم هستید بگم زود خسته میشید، ولی خب خودتونم میدونین توی همچین شرکتی که کلا با ابزار و تعمیرات کار داریم نیرو های مرد بیشتر از نیرو های خانوم هستن
دیار: بله متوجهم ولی به هرحال میخوام امتحانش کنم
هیلمن: پس منم مخالفتی ندارم
[هیلمن از جاش بلند شد و دیار هم به تقلید از اون بلند شد، هیلمن دستش رو دراز کرد و به سمت دیار گرفت]
هیلمن: امیدوارم همکاری خوبی داشته باشیم
دیار با هیلمن دست داد
دیار:همچنین ممنون
P24
در باز شد و دیار با یه مرد نسبتا قد بلتد با یه کت شلوار طوسی و پیرهن سفید و کفشای کاملا تمیز و ساعت مچی سیلور رو به رو شد.
تعظیم کرد و ادامه داد؛
دیار: سلام اقای هیلمن، من میا میلان هستم، دستیار جدیدتون
هیلمن: اوه بله خانوم میا، لطفا بفرمایید بشینید
[دیار در رو بست و به سمت صندلی کنار میز قهوه ای سوخته ی هلمن رفت و نشیت و هیلمن هم رو به روی دیار]
هیلمن: خانم میا! سوابقتون رو خوندم، دانشگاه عالی رشته ی عالی و خانواده ی بافرهنگ و تحصیل کرده، میتونم بپرسم چرا میخواین دستیار مدیر یه شرکت صنایع پزشکی بشین؟
دیار: همیشه به لوازم و صنایع پزشکی علاقه داشتم، ولی نه به استفادشون
میخواستم بسازمشون و بنظرم این بهترین فرصت برای من بود که هم بتونم علایقمو دنبال کنم، هم یه شغل رضایت بخش داشته باشم.
هیلمن: به هرحال کار سختیه، نمیخوام صرفا بخاطر این که خانوم هستید بگم زود خسته میشید، ولی خب خودتونم میدونین توی همچین شرکتی که کلا با ابزار و تعمیرات کار داریم نیرو های مرد بیشتر از نیرو های خانوم هستن
دیار: بله متوجهم ولی به هرحال میخوام امتحانش کنم
هیلمن: پس منم مخالفتی ندارم
[هیلمن از جاش بلند شد و دیار هم به تقلید از اون بلند شد، هیلمن دستش رو دراز کرد و به سمت دیار گرفت]
هیلمن: امیدوارم همکاری خوبی داشته باشیم
دیار با هیلمن دست داد
دیار:همچنین ممنون
- ۴۶۳
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط