Crown~

Crown~

P25

دیار:میتونم بپرسم اتاق من کجاست؟
هیلمن: اوه بله! بیرون اقای جونز منتظرتون هستن راهنماییتون میکنن و تمام مشخصات رو توضیح میدن
دیار: ممنونم پس من با اجازتون میرم
هیلمن:موفق باشی

دیار تعظیم کوتاهی کرد و از اتاق خارج شد و یه نفس کلافه کشید و لباسشو صاف کرد
از احترام گذاشتن به همچین ادمای کثافتی حالش به هم میخورد ولی چاره ای جز تحمل نداشت

یه صدای نسبتا بم با گفتن جمله ی "خانوم میلان؟" توجهش رو جلب کرد

سرش رو چرخوند و یه مرد نسبتا ۲۷ ساله با کت و شلوار سرمه ای و ساعت اویزی که از دکمه جلیقه ش اویزون بود تا جیب کتش رو دید
دیار: بله خودم هستم
جونز: من جونز هستم مدیربرنامه اقای هیلمن، به من گفتن به شما اتاقتون رو نشون بدم و اطلاعاتی که از شرکت لازم دارید رو بهتون بگم
دیار: اها بله خوشبختم
جونز: منم همینطور، لطفا ازین طرف

[جونز به طرف انتهای سالن راه افتاد و یه قدم عقب تر از اون دیار بود که داشت مرد رو میسنجید تا بدونه اونم سگ ادمای کثافته یا نه]

جونز:همونطور که میدونید شرکت ما در صنعت صنایع پزشکی جزء پنج رتبه برتر کشور هس-
دیار حرف جونز رو قطع کرد و گفت؛
دیار: جزء چهار رتبه برتر کشور هستش
جونز لبخند پهنی زد و ادامه داد:
جونز:درسته، اطلاعات خیلی خوبی از شرکت دارید
دیار:قبل اینکه درخواست پذیرش بدم خیلی راجب شرکت تحقیق کردم
جونز: که اینطور
دیدگاه ها (۰)

Crown~P24در باز شد و دیار با یه مرد نسبتا قد بلتد با یه کت ش...

Crown~P23امروز روز استارت خوردن نقشه بودبا کمک دِمی و بعضی ا...

Fate is predetermined

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط