خیلی زیبا توصیف کرده، بخونید🥹

خیلی زیبا توصیف کرده، بخونید🥹
آهن هم گاهی احساس دارد. پاهام می‌رود روی ورق‌های آهنیِ روی کانتینر‌ها. صدای تلق تلق آهن فضا را پر می‌کند. به خودم می‌آیم می‌بینم ایستاده‌ام جایی که یکی دو روز دیگر پیکر آقای شهـ ـیدمان را می‌آورند تا مردم دسته دسته بیایند با او وداع کنند. آه از این کلمه. آهنِ زیر پاهام دوباره صدا می‌دهد. بغض دارم. چقدر خوشبخت‌اند این کانتینر‌ها که قرار است میزبان و مجاور و همنشین آقای‌مان باشند. جلوی اشک‌هام را گرفته‌ام. آهن زیر پاهام دوباره صدا می‌دهد. حالا دیگر صدای گریه‌ی آهن را همه می‌شنوند. این کانتینر‌ها مسافران زیادی را دیده‌اند اما هیچوقت فکر نمی‌کردند یک روز اینقدر خوشبخت باشند که همنشین سیدعلی خامـنـ ـه‌ای بشوند. اگر یک روز شنیدید آهن گریه می‌کند، زیاد تعجب نکنید...

#باید_برخاست #پدر_امت #ایران #مصلای_تهران #اکسپلور
دیدگاه ها (۰)

لحظه‌ای که پرده کنار رفت، زمان انگار از حرکت ایستاد نگاه‌ها ...

شانه آماده کنید داغ پدر می آید خداحافظ بابا علی😭💔در فراق و و...

همه جا نوشتن آخرین دیدار با رهبر شهید ولی خیلیا تازه اولین د...

هیچکس حال ِ او را نمی‌فهمد 💔 .سخت‌ترین مأموریت یک محافظ، مرا...

می‌شود ما را تنها نگذارید؟ باور کنید دلمان تنگ است؛ تاب رفتن...

بگو چگونه باور کنم... آن قامتی که هر بار دیدنش جان دوباره به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط