من اینجوری ام که:

من اینجوری ام که:

دوتا روح دارم:

یدونه خوب مهربون فرشته

یکی بدکار بی ادب بی عصاب و بکش بکش میخواد و همه رو به گریه بندازه

و من؟من اینجا ی برده ام بینشون تا هروقت خواستن خودشونو نشون بدن ولی من خسته شدم پس خواستم کنترلشون کنم و چیشد؟

شدم دختر بد مامان چون دیگه مطیع و حرف گوش کن نیستم...

شدم دختر بد بابا چون دیگه حوصله ی صحبت ندارم...

من الان به شدت مودی عه و میتونه هرکاری انجام بده ولی وقتی پیش تو ام...وقتی پیش اونم...دلم میخواد فقط فرشته باشم نمیخوام ناراحتش کتم و این تنها درخواست مشترک بین من و روح هامه...

خوش حالم دارمت بهترین دارایی ام:✨️💖
دیدگاه ها (۱)

....^^

تمرین نویسندگی"بدون اینکه بگی بغض کردم بگو بعض کردم:《صدایم ب...

💔....

شخصیت ها

★همه ازم متنفرن...P¹(End)نامجون:وقتی وارد خونه شدم... صدای گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط