تمرین نویسندگی"
تمرین نویسندگی"
بدون اینکه بگی بغض کردم بگو بعض کردم:
《صدایم بیرون نمیاد کلمات را با لایه ای از غم و اشک می نویسم میخواهم ابر باشم و باران ببارم ولی نمی توانم چیزی گلویم را بسته است راهی،صدی دارم از درون میمیرم و خورد میشم ولی لبخندی بر لب دارم و دیوانه بار می خندم》
بدون اینکه بگی بغض کردم بگو بعض کردم:
《صدایم بیرون نمیاد کلمات را با لایه ای از غم و اشک می نویسم میخواهم ابر باشم و باران ببارم ولی نمی توانم چیزی گلویم را بسته است راهی،صدی دارم از درون میمیرم و خورد میشم ولی لبخندی بر لب دارم و دیوانه بار می خندم》
- ۲.۰k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط