یه غم بزرگی نشسته رو سینه‌ام،تا حالا تو شهر خودت غریب بود

یه غم بزرگی نشسته رو سینه‌ام،تا حالا تو شهر خودت غریب بودی؟
یا دلت برای کسی که همین الانم کنارته تنگ شده ؟
یا برای کسی که هیچ وقت برای تو نبوده و مرده و زنده‌ات براش مهم نیست؟
چه بدونم،این روزا غممون بیشتر از حد توانمون شده ادمیزاد ساده…
دیدگاه ها (۰)

ترحم نکنیدبر گوسفندان نگاهش !سالهاستدریده اندگرگ سینه ام را....

تو قابلیت اینو داری که از پشت گوشی لبخند به لبم بیاری و حتی ...

و درآخر من در لابلای متن هایم از تو دفن میشوم...

محضِ خدا سی مو گَپِ دل بزنتوپ و تِشَر سی دلِ غافل بزنبیت میخ...

پارت۸۹«هان»اومدیم تو همون اتاقی که قبل این موضوع نشسته بودیم...

تک پارتی به قلم لینا؟☆ درخواستی☆ات؛ مثل همیشه پشت میز کارش ن...

☆رانداخر☆part20ات: از اتاق زدم بیرون...... داشتم میرفتم که ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط