استوری عاشقانه مریض حالی

مریض حالیم خوش نیست نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری
درون ما تفاوت هاست تو مبتلا به درمانی نه من دچار بیماری

کنار تخت میخوابم مگر هوا که بند آمد نفس کشیدنت باشم
تو روز میشوی هر شب و صبح میشوی هر روز تو خواب راحتی داری
خیال بافیت بد نیست خیال کن که خواهی رفت
همین که رفتی و مردم تلاش کن که برگردی♪♪♫♫♪♪♯
و در کمال خونسردی مرا به خاک بسپاری
زیاد یاوه میگویم گره بزن زبانم را زیاد از تو مینوشم بگیر استکانم را


#محسن_چاووشی
نمی‌دانی چقدر تنها هستم.
این تنهایی مرا اذیت می‌کند، می‌خواهم امشب با تو چند کلمه صحبت بکنم.
چون وقتی که به تو نامه می‌نویسم، مثل این است که با تو حرف می‌زنم.
اگر در این کاغذ «تو» می‌نویسم مرا ببخش.
اگر میدانستی درد روحی من تا چه اندازه زیاد است!
روزها چقدر دراز است؛ عقربک ساعت آنقدر آهسته و کند حرکت می‌کند که نمی‌دانم چه بکنم...
آیا زمان به‌نظر تو هم اینقدر طولانی است...؟
دیدگاه ها (۰)

استوری عاشقانه حس

استوری عاشقانه شب نیلوفری

استوری عاشقانه دنیای بی رحم

استوری عاشقانه وقتی تو نیستی

فراموش میشوی؟تو در خیال من زنده ای!با تو مینوشم،میخورم،می رو...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

دو هزار چشم غمگین به دو چشم واله گشتهبه جهان جان رسیدم، غزلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط