نویسنده: جئون جانگ می
p4
....بخاطر فاصله ی کم ات و جیمین خیلی نزدیک هم بودند،جیمین با دیدن چهره نزدیک ات قلبش دیوانه وار میزد،ات با چشم های گشاد به جیمین نگاه کرد،خیلی جذاب بود،گونه های ات قرمز میشه،جیمین وقتی متوجه این میشود او هم سرخ میشورد پوزخندی در گوشه لبش شکل میگیره،دست اش را به ارومی به سمت صورت ات میبرد و یک تار مو از روی صورت اش دور میکند،ات پروانه هایی را در شکمش احساس میکند به چشمای جیمین نگاه میکند نمیداند چه کار کند برای اولین بار احساس متفاوت و عجیبی را احساس میکند
نظرتون؟
....بخاطر فاصله ی کم ات و جیمین خیلی نزدیک هم بودند،جیمین با دیدن چهره نزدیک ات قلبش دیوانه وار میزد،ات با چشم های گشاد به جیمین نگاه کرد،خیلی جذاب بود،گونه های ات قرمز میشه،جیمین وقتی متوجه این میشود او هم سرخ میشورد پوزخندی در گوشه لبش شکل میگیره،دست اش را به ارومی به سمت صورت ات میبرد و یک تار مو از روی صورت اش دور میکند،ات پروانه هایی را در شکمش احساس میکند به چشمای جیمین نگاه میکند نمیداند چه کار کند برای اولین بار احساس متفاوت و عجیبی را احساس میکند
نظرتون؟
- ۴.۸k
- ۳۰ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط