زینبم💔😥

زینبم💔😥
دلم میخواست مامانشو تو این سکانس خفه کنم😤🙄
بچم از خانوادش فراریه🥺😑

#عشق#احتمالی#زینب#اوعوز#ملیس#مینکاری#ادیت#غمگین
دیدگاه ها (۱۲)

- و من دلم برای هرآنچه که نشد ،با تو تجربه کنم ، شدیداً تنگ ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

عاشقانه های شبنم

"last night"p:2اما اون با اعتماد به نفس کاملی تو این میدون ق...

رمان تو خود منی

پارت ۱ نگاهی به حلقه ی روی میز انداختم پنج ماه شده بود ! پنج...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:11*...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط