چه،

چه،
فرقی می کند،
می خواهم دلتنگی هایم را در برابر،
همه ی چشمها برهنه کنم،
به این امید که شاید بین آنها،
چشمهای تو بیقراری هایم را ببیند،
حروفها را کنار هم می چینم،
و واژه ها را یکی یکی پاک میکنم،
و دوباره از نو می نویسم،
می خواهم چیزی بنویسم که سر ذوق بیاوردت،
آنقدر که می خواهم رد پایی از تو ببینم،
اما ماه من مثل خودت به دنبال سادگی هستم،
و دنبال کلمات بزرگ نمی روم،
که این حرفها، خط ها، و خط خطی هایم،
همه دلشان برای نوازش نگاهت تنگ شده،
ماه قشنگم 😢😢💔💔
دیدگاه ها (۳)

ما گوشه گیر، نـــــــــیستیم، فقط نمیدونیم باید به کی، اعتما...

تمام، آن چیزی، که در باره ی تو در سرم هست، دهها کتاب می شود،...

این روزها، هوای دیدنت، چقدر در من بیداد می کند 😢خشت خشت خانه...

کیستم؟ یک تکه تنهایی،، چیستم؟ یک پیله ی دلتنگی،، که تکه ی تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط