این روزها،

این روزها،
هوای دیدنت،
چقدر در من بیداد می کند 😢
خشت خشت خانه ام برای آمدنت،
لحظه شماری می کنند،
هر نسیمی که می وزد بوی تو را حس میکنم،
و با هر صدایی شبیه به صدای تو،
قلبم از جا کنده می شود،
کجای این خانه بروم که یادگاری از تو نباشد 😢
هر روز به انتظار برگشتنت کنار پنجره،
به دور دستها خیره می شوم،
تا شاید نشانی از تو ببینم،
تو را در کدام دیار جستجو کنم ماه مهربانم،
سالهاست که بی تو فقط نفس می کشم،
بی آنکه زندگی کنم،
سالهاست چشم انتظاریم را به کوچه
و خیابانهای،
این شهر سپرده ام،
تا شاید خبری از تو بیاورند،
تصویر رفتن و دور شدنت را هنوز به یاد دارم، 😢
و تو را به خدایی سپردم،
که دیگر جوابم را هم نمی دهد،
ماهها و سالهاست که این ،
چشم انتظاری را به دوش می کشم،
اما از تو هیچ خبری نیست،
حالا من مانده ام و دلی شکسته،
که انگار شکسته شدن و ناله های،
شبانه اش را خداهم نمی شنود 😔
اما این را بدان و مطمئن باش تا روزی که زنده ام،
به انتظارت خواهم ماند، و هیچکس جای تو را،
در قلبم نخواهد گرفت ماه شبهایم 😢😢💔💔
دیدگاه ها (۵)

رها💔 چشم هایش به قلبم نرسیدنداز آن عبور کردندبعد از او فهمید...

عاشقانه های شبنم

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

👇👇دلنوشته خودم«آب، تنها جایی است که وقتی به آن نگاه می‌کنی، ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط