من تاریخ آن شبی که ازعمقوجودگریستم رادقیقابه خاطر سپرده

من تاریخ آن شبی که ازعمق٬وجودگریستم رادقیقا"به خاطر سپرده ام ن برای آن شب بلکه برای آن صبح برای آدم٬دیگری که روزبعدبه آن تبدیل شده بودم !
دیدگاه ها (۴)

#آدمهايى هستند در زندگيتان؛ نمي گويم خوبند يا بد..چگالى وجود...

در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشت...

دیدین وقتی چسب زخمی کنده میشه دیگه هرکاریش کنی نمیچسبه؟شاید ...

جنگجو نبودم اما جنگیدن را خوب یاد گرفتم!در هیچ میدانِ جنگی ت...

🔴 خیابان خیابان خیابانبه میدان بیایید مردم به میدان🔻پیامبر خ...

p1ویو سانا:نصف شب بود رو مبل نشسته بودم دستام رو گذاشته بودم...

یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط