THE NAME...
THE NAME...
دنیای ابی من
PART...
نهم(۹)
💙✨...
ویو راوی:
توی مدتی که اسانسور به طبقه نهم که مختص دو گروه ایتزی و استری کیدز بود میرسید .
چان تمام برنامه هایی که برای کامبک داشتن رو به جانگ می توضیح میداد.
هر لحظه ای که میگذشت برق تو چشمای جانگ می کور کننده تر میشد.
و اعضا با نگاه های جستجوگر جانگ می و ریکشن هاش رو برسی میکردن.
این کارشون شناخت اولیه ای که فرد باید از بقیه داشته باشه رو بهشون میداد.
گاهی با بعضی از ریکشن ها چند نفر پچ پچ میکردن.
گاهی با خنده نگاهش میکردن .
و گاهی کاملا جدی بهش گوش میدادن.
در اسانسور که باز شد ؛ دوتا تابلو ی روی دیوار توجه جانگ می رو جلب کرد.
ایتزی⬅️
استری کیدز ➡️
از اسانسور که بیرون اومدن.
سریع و با هیجان پرسید:
«الان جدی جدی با ایتزی توی یه طبقه هستیممم؟؟»
چانگبین که سعی کرد جلوی خندش رو بگیره گفت:
«اره .»
هیونجین از ریکشن جانگ می خندید و سرش رو پایین انداخت.
و بعد دم گوش هان زمزمه کرد:
«وقتی هیجانزده میشه خیلی کیوت میشه!»
و هان با سر تائیدش کرد.
جونگین جلو رفت و گفت:
«حالا بیا بریم بخش خودمون رو ببینیم دیدار با ایتزی برای بعد! »
جانگ می سری تکون داد و بعد راه افتادن.
وقتی به سمت اولین در راهرو میرفتن سونگمین دستش رو روی شونه های جونگبن انداخت و بعد ازش پرسید:
«چه حسی داری که دیگه مکنه گروه نیستی؟ و الان خودت هیونگ یه نفری؟»
جونگین کمی فکر کرد و بعد برگشت گفت:
«هیونگ که نه اوپا. مکنه جدیدمون یه دختره پس باید بگه اوپا»
فلیکس که گیج شده بود پرسید:
«مگه فرقی داره؟»
جانگ می سری تکون داد و خیلی کامل براش توضیح داد:
«خب ببین بزار بهت توضیح بدم توی زبون کره ای جنسیت برای بعضی کلمات مهمه مثلا ... » (چون طولانیه توی رمان نمیزارم ولی برای شماها هم توضیحش رو میفرستم💕 )
فیلیکس کمی روی حرف های جانگ می فکر کرد و بعد یه اوکی بهش نشون داد.
و همین کار باعث سرخ شدن گونه های جانگ می شد.
لینو چند ضربه به در زد و گفت:
«خب حالا وقت معرفی اینجاست. اولین اتاق »
در اتاق رو باز کرد و ادامه داد:
«اینجا اتاقیه که متن ها نوشته میشه ، ایده پردازی میشه ، ریتم اهنگ مشخص میشه ،اهنگ ها ضبط میشه، ... و معمولا یک سوم روزمون رو اینجا میگذرونیم.»
اتاق دکور نئوکلاسیکی داشت که میشد ازش گرما و صمیمیت رو گرفت. و در عین حال رو به جدی بودن وا میداشت.
بعد از اینکه اتاق رو کاملا به جانگ می نشون دادن به طرف اتاق بعدی رفتن.
هیونجین جلو اومد و گفت :
«این در ، در مورد علاقه منه چون پشتش جاییه که میتونم خود واقعیم باشم»
در رو که باز کرد با یه سالن تمرین بزرگ مواجه شدن که یک ضلع کاملا روی دیوارش اینه بود و دو گوشه ضلع مقابلش باند های بزروی قرار گرفته بود.
دیوار ها مشکی بودن و روی دیوار رو به روی اینه که بزرگترین دیوار بود نماد گروه رو زده بودن.
سمت راست در یه یخچال کوچیک برای اب ها بود و سمت چپ در که محیط خالی بزرگتری داشت دو تا مبل سه نفره و یه دو نفره راحتی کنار دیوار بود.
وقتی جانگ می داشت اعضا رو نگاه میکرد .
بم هم حسابی توی سالن چرخید و همه جا رو برنداز می کرد و اشیاء جدید رو بو میکشید.
بعد از سالن تمرین نوبت به اتاق اخر که خود خوابگاه بود رسید.
هان جلوی در ایستاد تا مطمئن باشه همه هستن.
و بعد گفت:
« و اینجا هم جاییه که قراره از این به بعد با ما توش زندگی کنی»
و در رو باز کرد.
💙✨...
کامنتا چک بشه😉
💙✨...
#دنیای_ابی_من
@w.h.s.scenario.2025
دنیای ابی من
PART...
نهم(۹)
💙✨...
ویو راوی:
توی مدتی که اسانسور به طبقه نهم که مختص دو گروه ایتزی و استری کیدز بود میرسید .
چان تمام برنامه هایی که برای کامبک داشتن رو به جانگ می توضیح میداد.
هر لحظه ای که میگذشت برق تو چشمای جانگ می کور کننده تر میشد.
و اعضا با نگاه های جستجوگر جانگ می و ریکشن هاش رو برسی میکردن.
این کارشون شناخت اولیه ای که فرد باید از بقیه داشته باشه رو بهشون میداد.
گاهی با بعضی از ریکشن ها چند نفر پچ پچ میکردن.
گاهی با خنده نگاهش میکردن .
و گاهی کاملا جدی بهش گوش میدادن.
در اسانسور که باز شد ؛ دوتا تابلو ی روی دیوار توجه جانگ می رو جلب کرد.
ایتزی⬅️
استری کیدز ➡️
از اسانسور که بیرون اومدن.
سریع و با هیجان پرسید:
«الان جدی جدی با ایتزی توی یه طبقه هستیممم؟؟»
چانگبین که سعی کرد جلوی خندش رو بگیره گفت:
«اره .»
هیونجین از ریکشن جانگ می خندید و سرش رو پایین انداخت.
و بعد دم گوش هان زمزمه کرد:
«وقتی هیجانزده میشه خیلی کیوت میشه!»
و هان با سر تائیدش کرد.
جونگین جلو رفت و گفت:
«حالا بیا بریم بخش خودمون رو ببینیم دیدار با ایتزی برای بعد! »
جانگ می سری تکون داد و بعد راه افتادن.
وقتی به سمت اولین در راهرو میرفتن سونگمین دستش رو روی شونه های جونگبن انداخت و بعد ازش پرسید:
«چه حسی داری که دیگه مکنه گروه نیستی؟ و الان خودت هیونگ یه نفری؟»
جونگین کمی فکر کرد و بعد برگشت گفت:
«هیونگ که نه اوپا. مکنه جدیدمون یه دختره پس باید بگه اوپا»
فلیکس که گیج شده بود پرسید:
«مگه فرقی داره؟»
جانگ می سری تکون داد و خیلی کامل براش توضیح داد:
«خب ببین بزار بهت توضیح بدم توی زبون کره ای جنسیت برای بعضی کلمات مهمه مثلا ... » (چون طولانیه توی رمان نمیزارم ولی برای شماها هم توضیحش رو میفرستم💕 )
فیلیکس کمی روی حرف های جانگ می فکر کرد و بعد یه اوکی بهش نشون داد.
و همین کار باعث سرخ شدن گونه های جانگ می شد.
لینو چند ضربه به در زد و گفت:
«خب حالا وقت معرفی اینجاست. اولین اتاق »
در اتاق رو باز کرد و ادامه داد:
«اینجا اتاقیه که متن ها نوشته میشه ، ایده پردازی میشه ، ریتم اهنگ مشخص میشه ،اهنگ ها ضبط میشه، ... و معمولا یک سوم روزمون رو اینجا میگذرونیم.»
اتاق دکور نئوکلاسیکی داشت که میشد ازش گرما و صمیمیت رو گرفت. و در عین حال رو به جدی بودن وا میداشت.
بعد از اینکه اتاق رو کاملا به جانگ می نشون دادن به طرف اتاق بعدی رفتن.
هیونجین جلو اومد و گفت :
«این در ، در مورد علاقه منه چون پشتش جاییه که میتونم خود واقعیم باشم»
در رو که باز کرد با یه سالن تمرین بزرگ مواجه شدن که یک ضلع کاملا روی دیوارش اینه بود و دو گوشه ضلع مقابلش باند های بزروی قرار گرفته بود.
دیوار ها مشکی بودن و روی دیوار رو به روی اینه که بزرگترین دیوار بود نماد گروه رو زده بودن.
سمت راست در یه یخچال کوچیک برای اب ها بود و سمت چپ در که محیط خالی بزرگتری داشت دو تا مبل سه نفره و یه دو نفره راحتی کنار دیوار بود.
وقتی جانگ می داشت اعضا رو نگاه میکرد .
بم هم حسابی توی سالن چرخید و همه جا رو برنداز می کرد و اشیاء جدید رو بو میکشید.
بعد از سالن تمرین نوبت به اتاق اخر که خود خوابگاه بود رسید.
هان جلوی در ایستاد تا مطمئن باشه همه هستن.
و بعد گفت:
« و اینجا هم جاییه که قراره از این به بعد با ما توش زندگی کنی»
و در رو باز کرد.
💙✨...
کامنتا چک بشه😉
💙✨...
#دنیای_ابی_من
@w.h.s.scenario.2025
- ۲۷۸
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط